دوستت دارم ورای ادعای دیگران

دوستت دارم ورای ادّعای دیگران
دوستم داری ولی هم راستای دیگران

هر چه خواهش کردم امّا قصد رفتن داشتی
آخرین امید من باشد خدای دیگران

آه ای موجی که بازوهای ساحل جای توست
دل به دریا می زنی، امّا برای دیگران

قلبم از تکرار دلتنگی به درد آمد ولی
اشک هایت می چکد بر شانه های دیگران

قصه های هر شبم را با تو قسمت میکنم
گم شدی اما میان ماجرای دیگران

مثل دریا عاشقت بودم، شبیه حال موج
موج می زد در نگاهت ردّ پای دیگران

شانه هایم را تکان می داد و می لرزاند آه
اشک های بی قرارت با صدای دیگران

من نمازم را به اعجاز دو چشمت خوانده ام
سجده گاه تو ولی دارالریای دیگران

با امید بارش لبخندت ای باران عشق
بی خبر می مانم از حال و هوای دیگران
بداه
دیدگاه ها (۱)

نه به شما فکر می کند.. نه قبل از خواب عکستان را نگاه می کند....

ناز ڪشیدن شاید ڪار مسخره ای به نظر برسه، اما باید یاد بگیری!...

آتشی از عشق در جان بر فروز سر بسر فکـر و عبارت را بسوز

می‌دانیمن سال ‌هاستبه دوست داشتنِ تو آرامم...!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط