دوستت دارم ورای ادّعای دیگران

دوستت دارم ورای ادّعای دیگران
دوستم داری ولی هم راستای دیگران

هر چه خواهش کردم امّا قصد رفتن داشتی
آخرین امید من باشد خدای دیگران

آه ای موجی که بازوهای ساحل جای توست
دل به دریا می زنی، امّا برای دیگران

قلبم از تکرار دلتنگی به درد آمد ولی
اشک هایت می چکد بر شانه های دیگران

قصه های هر شبم را با تو قسمت میکنم
گم شدی اما میان ماجرای دیگران

مثل دریا عاشقت بودم، شبیه حال موج
موج می زد در نگاهت ردّ پای دیگران

شانه هایم را تکان می داد و می لرزاند آه
اشک های بی قرارت با صدای دیگران

من نمازم را به اعجاز دو چشمت خوانده ام
سجده گاه تو ولی دارالریای دیگران

با امید بارش لبخندت ای باران عشق
بی خبر می مانم از حال و هوای دیگران
بداه
دیدگاه ها (۱)

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

پارت ۲۶یک روز بعد از اون شبِ وحشتناک ، جو خونه سنگین‌تر از ه...

My Arirang Part ۲۶جونکوک احساس ضعفی ناگهانی در پاهاش کرد که ...

{محکوم به لمس } part ۸ 杂交种آرایشگر حرفه ای آموزش دیده با لبا...

سروده‌ی «باید برخاست» با مداحی محسن محمدی پناه نمونه‌ای از پ...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ___part:23

معاملهp23گلوله با صدای تیزی در اتاق پیچید.جونگ‌کوک حتی فرصت ...

𝐃𝐚𝐫 𝐨𝐦𝐠𝐡𝐞 𝐧𝐞𝐠𝐚𝐡 𝐭𝐨(در عمق نگاه تو)پارت𝟏𝟑...نیم ساعت از آن مو...

Ten

دست به دست مدعی شانه به شانه می رویآه که با رقیب من جانب خان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط