پارت ۲۰
پارت ۲۰
تا اینکه یهو جیمین گفت یخواد بره دست شویی رفت ولی ات مشکوک شده بود بهش ولی اعضا مشغولش کردن تا شک نکنه به چیزی ات داشت به حرف داداشاش گوش میکرد که یهو یکی آروم تو گوشش گفت عشقم به پشتت یه نگاه بنداز ات هم نگاه کرد دید جیمین یه کیک دو طبقه خیلی خوشگل با رنگ های مورد علاقش بود با ذوق گفت این رو برای تولد من گرفتین ؟ جیمین گفت : نه ......ادامه دارد
تا اینکه یهو جیمین گفت یخواد بره دست شویی رفت ولی ات مشکوک شده بود بهش ولی اعضا مشغولش کردن تا شک نکنه به چیزی ات داشت به حرف داداشاش گوش میکرد که یهو یکی آروم تو گوشش گفت عشقم به پشتت یه نگاه بنداز ات هم نگاه کرد دید جیمین یه کیک دو طبقه خیلی خوشگل با رنگ های مورد علاقش بود با ذوق گفت این رو برای تولد من گرفتین ؟ جیمین گفت : نه ......ادامه دارد
- ۷۹
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط