آه ای شهر دوست داشتنی

آه ای #شهر دوست داشتنی
#کوچه پس کوچه‌های عطرآگین
ای مرور تمام خاطره‌هات
چون دهین ابو #علی شیرین
 
سرخوشی‌های بی‌حدم می‌زد
پرسه در کوچه‌های بی هدفی
دعوتم کرد سمت طعم #بهشت
ناگهان عطر قیمه‌ی #نجف ی

#سیدی ! گم شدم، حرم، #مولا
از کجا می شود به #او برگشت؟
#عربی گفت و من نفهمیدم
باید از #شارع_الرسول گذشت

زخمی‌ام #التیام می‌خواهم
التیام از #امام می‌خواهم
السلام علیک یا #ساقی
من علیک السلام می‌خواهم

سنگ در می‌شود در این #وادی
صاحبان جواهرند همه
واژه واژه با #امین_الله
#زائر ان تو شاعرند همه 

در حرم گم شدم که می‌دیدم
بین دریای بیکران دریا
ریخت مضمون تازه در شعرم
صحن نو، #صحن_حضرت_زهرا 

فرصت با #تو بودنم چون ابر
لحظه لحظه می‌شود سپری
غرق آرامش ، پر از #رویا
حرم توست #خانه_پدری

لنگر #آسمان، ستون زمین
تو به #جبریل داده‌ای پر و بال
#مستی‌ ام را خودت دوچندان کن
#یا_علی یا محول الاحوال

باز هم در شکوه ایوانت
مستم، آشفته‌ام، پریشانم
دارم آن شعر روی #ایوان را
جای اذن ورود می‌خوانم 

«ز #ایران درگهت را بر در خلدبرین
می‌دهند آواز طبتم فادخلوها خالدین» 

بین این #چهارپاره خوابم برد
رفتم از خویش و دفترم جا ماند
یکنفر مثل من درون حرم
داشت شعری برایتان می‌خواند 

«علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که بماسوا فکندی همه سایه هما را
دل اگر خدا_ شناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من، به #خدا قسم، خدا را»

✍️ #سید_حمیدرضا_برقعی

📍 موقعیت: نجف، حرم امیرالمؤمنین علی علیه السلام (خانه پدری)


؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی
#سرای_فارسی
#آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک
#حکایت #شعر_آیینی
دیدگاه ها (۴)

نگاه می کنم از آینه خیابان راو ناگزیری #باران و راهبندان را"...

به سختی، به #سرما، به #گرما می‌ارزدبه آوارگی بین #صحرا می‌ار...

#محبوب من! شما نباشی؛ همه ی بغض های #جهان در گلوی من است#کوچ...

گفتم #غم تو دارم گفتا غمَت سرآیدگفتم که #ماه من شو گفتا اگر ...

السلام علیک یا حجت الله فی ارضه ع

•﷽•       السلام علیک یا اباصالح المهدی🪴                    ...

یک بغل شکوفه ی گیلاس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط