{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه که بودم

بچه که بودم
"پاییز"
با روپوش سرمه‌ای از راه می‌رسید.
بزرگ‌تر که شدم،
پسر هم‌سایه بود...
سربازی که اسمم را
توی کلاهش نوشته بود
مادرش می‌گفت:
گروه‌بان جریمه‌اش کرده که هفت شب کشیک بدهد.

آن وقت‌ها دوستت دارم را نمی‌گفتند،
کشیک می‌دادند!
دیدگاه ها (۱)

:)

یه چیزی هست اسمش لجبازیهگاهی مجبورت میکنه بارها صبرکنی شایدر...

مثل یک گل ،زیبا وعطرت دیوونه کنندس...

هیچوقت از خواسته هاتون دست نکشیدصبر کردن سخته..اما از حسرت خ...

اسم: نفرت اشتباهاشخاص: تهیونگ، نامجون، جین، جونگ کوک، جیهوپ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط