{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نہ او خیال آمدن دارد

نہ او خیال آمدن دارد
نہ زن خیال رفتن
ایستادہ با چتر قرمزش
پاے چناران انتظار
تا مہ از او
ابدیتے بسازد
مگر باران بشوید
غم تنهایے اش را
از دست شعر
ڪارے ساختہ نیست
دیدگاه ها (۰)

👌😔

حلول ماه ربیع اول مبارک 🌺❤️

نوشتم دلتنگمتو سادہ از من گذر كرديچہ اندوهياينچنين نشستهبا م...

‍ بیقرارت شد دلم ،با قلب شیدا خواندمت تا که ارامم کنی هر لحظ...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

ایستاده است،میانِ نمک و شن و سردیِ باد،جایی که دریا،یک غولِ ...

سلام به همه ی عزیز های من این فیک جدیدمونه قراره تو ویسگون غ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط