گاهی که به تو فکر میکنم زمان برایم معنا ندارد
گاهی که به تو فکر میکنم، زمان برایم معنا ندارد.
صدای تو مثل نسیمیست که میپیچد در تمام لحظههایم، و حتی وقتی نزدیک نیستی، دلم با تو حرف میزند.
حس میکنم همهی چیزهای کوچک جهان، از یک پرنده گرفته تا نورِ افتاده روی دیوار، دارند به من یادآوری میکنند که تو هستی، حتی وقتی دوری.
و من میخواهم این حس را نگه دارم، نه برای آنکه بتوانم آن را توضیح دهم، نه برای آنکه کسی بفهمد، فقط برای اینکه وقتی چشمهایم را میبندم، تو همانجا باشی، آرام و روشن، در تمام تنهاییهای من.
عشق گاهی بیصداست، و گاهی سادهترین چیزها را زیبا میکند؛ یک نگاه، یک لبخند، یا همان لحظهای که تو را به یاد میآورم و جهان برای من میایستد، فقط برای اینکه تو هستی. 💛
صدای تو مثل نسیمیست که میپیچد در تمام لحظههایم، و حتی وقتی نزدیک نیستی، دلم با تو حرف میزند.
حس میکنم همهی چیزهای کوچک جهان، از یک پرنده گرفته تا نورِ افتاده روی دیوار، دارند به من یادآوری میکنند که تو هستی، حتی وقتی دوری.
و من میخواهم این حس را نگه دارم، نه برای آنکه بتوانم آن را توضیح دهم، نه برای آنکه کسی بفهمد، فقط برای اینکه وقتی چشمهایم را میبندم، تو همانجا باشی، آرام و روشن، در تمام تنهاییهای من.
عشق گاهی بیصداست، و گاهی سادهترین چیزها را زیبا میکند؛ یک نگاه، یک لبخند، یا همان لحظهای که تو را به یاد میآورم و جهان برای من میایستد، فقط برای اینکه تو هستی. 💛
- ۵۰
- ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط