{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

محتشم برخیز و بین چله ی غم اغاز شد

محتشم برخیز و بین چله ی غم اغاز شد

باز هم بر لب من شعر تو نغمه ساز شــــد

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسم بماند ارزوی کربـــــلا
دیدگاه ها (۶)

مدتی هست که زخم دل من خورده نمکاز کس و ناکس و بیگانه شنیدم م...

رسول اکرم (ص) می فرمایند:فرزندم از خواندن قرآن غافل مباش، زی...

نرخ بازار طلا بی ارزش و بیهوده است...ما ز ایوان طلا خرج و مخ...

مدح علی را گر کسی گوید عبادت می کندیا بشنود توصیف وی ازحق اط...

چشمِ دِلم به سَمتِ حرم باز ميشود🕌بايک سلام صبحِ من آغاز میشو...

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط