ناگفتههایی از شاملو به روایت آیدا ...
ناگفتههایی از شاملو به روایت آیدا ...
قسمت دوم ..
خانه شاملو در دهکده است؛ محلهای در نزدیکی فردیس کرج. تفاوت این محله با محلههای اطرافش باورنکردنی است. نه تنها از بابت زیباییهای چشمگیرش بلکه از نظر فضا و حس و حال هم کاملا متفاوت است. شاملو و آیدا از سال ٦٨ در این خانه زندگی کردهاند اما چگونه آنها از این محله و این خانه سر درآوردند، داستان جالبی دارد. سال ٦٨ بود و آنها خسته بودند از دود و دم تهران که آزارشان میداد. از صفهای طولانی بنزین و گازوییل عاجز بودند و کلافه. میخواستند از شهر بیرون بزنند و حال و هوایی تازه کنند. به اتفاق و پیشنهاد دوستی به خانه یکی از دوستان مشترکشان در کلاک رفتند اما چون او خانه نبود، آنها به پیشنهاد آن دوست مشترک که خود دوستی در شهرک دهکده داشت، از این شهرک پر دار و درخت سردرآوردند! پیش از این نمیدانستند چنین جایی وجود دارد! البته که آن زمان این جاده امروزی را نداشت و جادهای باریک و راهی دور داشت و رفت و آمدش دشوار بود. با این حال، حس و حال دهکده آنان را گرفت و سپردند اگر خانهای خالی بود، خبرشان کنند برای خرید. آیدا به همسرش گفت تهران چه کاری داریم که بمانیم؟ جز دود و سر و صدا چه داریم؟
بعد از یکی، دو هفته تماس گرفتند که چند خانه برای فروش هست و آنها خانهای را پسندیدند که شمارهاش ٥٥٥ بود. حالا دشواری دیگری مطرح بود. خرید و فروش راکد بود و شاعر شهر ما هم دوست نداشت زیر بار قرض و بدهی برود که رفت. با این حال مدتی خانه خیابان سهروردی را برای فروش گذاشته بودند که آخر سر سیاوش- پسر شاملو که دفتر املاک داشت - خانه را برایشان زیر قیمت فروخت و آقای شاعر و همسرش ساکن دهکده شدند؛ شهرکی محصور که برای ورود به آن باید نام میزبان را بگویید و...
نزدیک به ٣٠ سال از اقامت آنها در این خانه میگذرد و حالا قرار است این خانه با تمام یادگارهایش بشود موزه و مسئولان محترم میراث فرهنگی استان البرز نیز رسما این موضوع را اعلام کردهاند. برای رفت و آمد بازدیدکنندگان هم هماهنگیهایی صورت گرفته. علاقهمندان میتوانند به صورت گروهی با خانم شاملو هماهنگ و از خانه شاملو دیدن کنند؛ هر چند هنوز این موزه در آغاز راه است و دو، سه سالی مانده تا کامل شود.
قسمت دوم ..
خانه شاملو در دهکده است؛ محلهای در نزدیکی فردیس کرج. تفاوت این محله با محلههای اطرافش باورنکردنی است. نه تنها از بابت زیباییهای چشمگیرش بلکه از نظر فضا و حس و حال هم کاملا متفاوت است. شاملو و آیدا از سال ٦٨ در این خانه زندگی کردهاند اما چگونه آنها از این محله و این خانه سر درآوردند، داستان جالبی دارد. سال ٦٨ بود و آنها خسته بودند از دود و دم تهران که آزارشان میداد. از صفهای طولانی بنزین و گازوییل عاجز بودند و کلافه. میخواستند از شهر بیرون بزنند و حال و هوایی تازه کنند. به اتفاق و پیشنهاد دوستی به خانه یکی از دوستان مشترکشان در کلاک رفتند اما چون او خانه نبود، آنها به پیشنهاد آن دوست مشترک که خود دوستی در شهرک دهکده داشت، از این شهرک پر دار و درخت سردرآوردند! پیش از این نمیدانستند چنین جایی وجود دارد! البته که آن زمان این جاده امروزی را نداشت و جادهای باریک و راهی دور داشت و رفت و آمدش دشوار بود. با این حال، حس و حال دهکده آنان را گرفت و سپردند اگر خانهای خالی بود، خبرشان کنند برای خرید. آیدا به همسرش گفت تهران چه کاری داریم که بمانیم؟ جز دود و سر و صدا چه داریم؟
بعد از یکی، دو هفته تماس گرفتند که چند خانه برای فروش هست و آنها خانهای را پسندیدند که شمارهاش ٥٥٥ بود. حالا دشواری دیگری مطرح بود. خرید و فروش راکد بود و شاعر شهر ما هم دوست نداشت زیر بار قرض و بدهی برود که رفت. با این حال مدتی خانه خیابان سهروردی را برای فروش گذاشته بودند که آخر سر سیاوش- پسر شاملو که دفتر املاک داشت - خانه را برایشان زیر قیمت فروخت و آقای شاعر و همسرش ساکن دهکده شدند؛ شهرکی محصور که برای ورود به آن باید نام میزبان را بگویید و...
نزدیک به ٣٠ سال از اقامت آنها در این خانه میگذرد و حالا قرار است این خانه با تمام یادگارهایش بشود موزه و مسئولان محترم میراث فرهنگی استان البرز نیز رسما این موضوع را اعلام کردهاند. برای رفت و آمد بازدیدکنندگان هم هماهنگیهایی صورت گرفته. علاقهمندان میتوانند به صورت گروهی با خانم شاملو هماهنگ و از خانه شاملو دیدن کنند؛ هر چند هنوز این موزه در آغاز راه است و دو، سه سالی مانده تا کامل شود.
- ۸۵
- ۰۵ شهریور ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط