{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«I love you baby »

«I love you baby »
part-3

ویو لنا *
صبح با صدای اجوما از خواب بیدار شدم متوجه شدم که دیشب خوابم برده و الان خواب موندم سریع از جام پاشدم و کار های مربوطه رو انجام دادم سریع لباس پوشیدم و به سمت شرکت حرکت کردم
امروز قرار بود به شرکت پیش پدرم برم و بعد با رزی به مسابقه ی موتور سپاری بریم ولی خب منم خواب موندم....

ویو نویسنده ٬
لنا علاقه ای به انجام دادن کار های شرکت نداره اما نمیخواد پدرش رو ناراحت کنه پس قبول میکنه که به شرکت بیاد . چون اون تنها فرزند اقای پارک هست و باید بعد اون رئیس شرکت بشه .

ویو جونگکوک *
صبح با صدای گوشیم از خواب بیدار شدم بعد از انجام کار های مربوطه لباس پوشیدم و به سمت شرکت حرکت کردم
امروز قرار بود کار های عقب افتاده شرکت رو انجام بدم و بعد امروز مسابقه موتور سواری داشتم و ته ته قول داده که بیاد .

ویو نویسنده ٬
تهیونگ بر خلاف جونگکوک به موتور سواری علاقه زیادی نداده ولی به جونگکوک قول داده که به مسابقه بره و مسابقش رو ببینه .

«پرش زمانی به ۱ ساعت قبل شروع مسابقه »

ویو لنا *
زمان کمی دارم سریع به خونه اومدم و دوش گرفتم و با رزی هماهنگ کردم ، که قرار شد من برم دنبالش و با ماشین من بریم .

ویو جونگکوک *
به خونه اومدم لباسام رو عوض کردم و اماده شدم ،سوییچ ماشینم رو برداشتم و به سمت محل شروع مسابقه حرکت کردم.

ویو تهیونگ *
سریع حاضر شدم ، چون به جونگکوک قول دادم نباید دیر کنم پس سریع سوییچ ماشینم رو برداشتم و حرکت کردم ........

امیدوارم که خوشتون اومده باشه 🎀
راستی قشنگا گزارش نکنید 🎀
منم دارم زحمت میکشم 🎀
دیدگاه ها (۲)

قشنگا پارت ۳ رو هم گذاشتم فردا ۴ پارت میزارم ۱ پارت بخاطر دو...

«I love you baby»part-2ویو لنا *داشتم به همه سلام میکردم تو ...

«i love you baby »part-1ویو لنا *صبح با صدای الارم گوشیم بید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط