{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عطر تو

عطر تو

عطر تو دلنواز تر از یاس و مریم است
گیرایی تو آنی و آنِ تو یک دم است

حالا به این نتیجه رسیدم که با غزل
در وصف چشم های تو این عمرها کم است

مهمان من ببخش بضاعت نداشتم…
همواره قوت غالبم این روزها غم است

آری، ببخش این دل مهمان نواز را
که ز لطف چشم های تو هر گوشه اش بم است

گویی گلی به قتل رساندم که سال هاست
چشمت همیشه در نظر من مجسم است

دیگر کجا بجویمت ای بی نشان ترین
حالا که سرزمین تو اقصای عالم است
دیدگاه ها (۳)

شمال و جنگل و کلبه فراهم کردنش با منحریرِ سبزِ شالی خیسِ نم...

شمال و جنگل و کلبه فراهم کردنش با منحریرِ سبزِ شالی خیسِ نم ...

شمال و جنگل و کلبه فراهم کردنش با منحریرِ سبزِ شالی خیسِ نم ...

شمال و  جنگل و کلبه فراهم کردنش با منحریرِ سبزِ شالی خیسِ نم...

شمال و  جنگل و کلبه فراهم کردنش با منحریرِ سبزِ شالی خیسِ نم...

چه میشد یک شب از روی وفا مهمانِ من باشیتنِ ویرانه را در بَر ...

پنجره وا میکنم بر رویِ تو، مثلِ باران سبزه را تر کرده ایاز ف...

چیز دیگری ست

چیز دیگری ست

پنجره وا میکنم بر رویِ تو، مثلِ باران سبزه را تر کرده ایاز ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط