{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به یاد آن کسی که چشم هایش برده جانم را

به یاد آن کسی که چشم هایش برده جانم را
تفأل میزنم هر شب مفاتیح الجنانم را

من آن آموزگارم که سوال از عشق میپرسم
ولیکن خود نمیدانم جواب امتحانم را
دیدگاه ها (۴)

غیرتی‌هستم‌و من ‌روی‌تو غیرت دارم به‌نخ چادر توحس حسادت دارم...

حالا که‌تو دل‌بردی‌ومن‌غیرتِ محضمیادت‌نرود وعده‌ی‌ما حُجب‌وح...

غزل‌بهانه‌میشود،ک‌باتوگفتگو‌کنم برای‌درددل‌فقط‌به‌شعرو واژه‌...

هواے آلوده تهران شـــــبیه دل مـن است هـی بغض میکند در ...

چشمانت آن‌قدر زیباست که کاشهنگام نگاه کردن به آن‌ها ، زمان م...

قصه تلخ از عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط