دستان خسته

دستان خسته
گاریش شکسته
کودک کنار،جویی نشسته
حسرت تو چشماش
جایی نداره
ز گرسنگی نایی نداره
..............
کفش ها ی پاره
پاهای زخمی
..............
دستان نازش،پر پینه بسته
لپ های سرخش،از سرما زخمه
تن کوچیکش از سرما سرده
...............
هرکس که رد شد
آخی کشیده
گر مهر بوده
پولی فتاده
..............
یک بچه رد شد
با چرخ نویی
باباش خریده
براش کادویی
بچه چه شاده
کنار بابا
غمی نداره
بابارو داره
.............
اشک حلقه بسته
در چشم کوچک
او عاشق بوده
عاشق یک چرخ
...... ...
دیدگاه ها (۹)

من ز نژاد کورشم ، آزاده ای پر شورشمپیکان تیر آرشم ، خون رگ س...

دستتو ول میکنم،اگه میتونی برو...یه قدم تجربه کن،بی من این آی...

عکس بالا یک سرباز آلمان شرقی است که در جنگ جهانی دوم هنگامی ...

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد همه اندیشه ام اندیشه فرداست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط