به آمدنت بی گمان تا نفس باقیست نه چون بید که چون سرو

#به آمدنت بی #گمان تا نفس باقیست نه چون #بید که چون #سرو ایستاده ام در معبر هر #باد
#دنیای من
دیدگاه ها (۴)

تاوان دارد

#personal

#شخصی

#مانند خون در رگ مگر زنده ماندن بدون خون ممکن است ؟مگر مجنون...

قهوه فقط یک نوشیدنی نیست قراری است میان دل خسته ی آدم و لحظه...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟎ات روی تختش نشسته بود. گوشی ...

آقا جان ! مولای من!حال دل و دنیامون اصلاً خوب نیست،بی‌قرارم!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط