باران عشق میبارد....
باران عشق میبارد....
من تنها به سوی دریاچه آرام، ....
منزوی....
باسیگاری بر لب .....
نگاره میکنم عشق را .....
که چنان اسب سرکش میدرخشد درروز.....
و چنان زیبا میخندد که قلبم را از جا میکند.....
و اینک من....
و اینک او ....
هرکدام در سمتی از عشق نشسته ....
و با قلبی مملو از سکوت عشق را نظاره میکنیم....
و او همچنان میخندد.....
و .....
باران عشق می بارد.....
من تنها به سوی دریاچه آرام، ....
منزوی....
باسیگاری بر لب .....
نگاره میکنم عشق را .....
که چنان اسب سرکش میدرخشد درروز.....
و چنان زیبا میخندد که قلبم را از جا میکند.....
و اینک من....
و اینک او ....
هرکدام در سمتی از عشق نشسته ....
و با قلبی مملو از سکوت عشق را نظاره میکنیم....
و او همچنان میخندد.....
و .....
باران عشق می بارد.....
- ۱۹۱
- ۰۴ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط