دوست داشتن تو دوست داشتن پونزده شونزده سالگی نیست که از

دوست داشتن تو، دوست داشتن پونزده شونزده سالگی نیست که از نبودنت شب تا صبح گریه کنم یا به سرم بزنه زندگیمو تموم کنم
دوستت دارم و در امتداد این علاقه نبودنت رو ادامه میدم
دوستت دارم و هرشب وقتی با خیالت زیر نور کم لامپ تکیه دادیم بهم و خودم رو سپردم به بوسه‌هات
نبودنت رو قاب کردم جلوی چشمم...
بغض می‌کنم از اینکه ندارمت از اینکه هیچ شبی از شبای آینده‌ام قرار نیست کنارت سر بشه ولی ادامه میدم
توی زندگی من نیستی اما می‌تونم هرشب تو خیالم باهات برقصم
می‌تونم وقتی کتاب می‌خونی چای یخ کرده‌ات رو عوض کنم
یا وقتی جلوی تلویزیون خوابت برد پتو رو بکشم روت
می‌تونم هرثانیه تو همین خونه باهات زندگی کنم و بدونم که نیستی
من بزرگ شدم، یاد گرفتم نباید بهونه‌ات رو بگیرم
بلد شدم چجوری بغضای دلتنگی رو قورت بدم که اشک نشه
می دونم باید راهمو به سمتی کج کنم که مسیرت نباشه
وقتی نمیشه باید چیکار کرد؟
تو نشدنی ترین بخش زندگی منی که باورش کردم
همه باید به اینجایی که من هستم برسن و به خودشون بگن وقتی نمیشه، نمیشه دیگه
و ادامه بدن...!! 💔🍃
دیدگاه ها (۱)

می دونی اوج دردش کجا بود ؟اینکه از همون اول..همون روزایی که ...

اما گذشت اون روزاگذشت اون شباحالا دنیا اینجوریه ...اینجوری ک...

همه جا هستی، همه ی اون جاهایی که با هم نرفتیم ،خیابونایی که...

جانم برود غمت می ماند چو من از تو به عالم گفته ام 🍃💔 ‌‌‌

فاصله ای برای زنده ماندن جیمین روی زانوهایش جلوی من ماند، مث...

#سناریو وقتی داری تو اشپزخونه اهنگ نرو مریم رو میخونی واکنشش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط