قبر سلمان فارسی
قبر سلمان فارسی
سلمان فارسی -که پیش از مسلمان شدن روزبه نام داشت- از صحابه ایرانی مشهور حضرت محمد، پیامبر اسلام بود که محمد(ص) او را از اهل بیت و سلمان محمدی خواند. او با این که پسر یکی از دهقانان ایران بود، زرتشتی باقی نماند و سالها در پی حقیقت و دین راستین به سرزمینهای گوناگون سفر کرد که در همین سفرها در سرزمینی به بردگی درآمد و سپس با کمک محمد(ص) آزاد گشت. سلمان فارسی حکیمی که خرد و دانشهای ایرانیان و مسیحیان را میدانست از مشاوران محمد(ص)، از جمله طراح اصلی حفر خندق در جنگ خندق بودهاست. او در انتهای عمر خود، در هنگام خلافت علی بن ابیطالب(ع) والی مدائن گردید.سلمان فرزند یک زمین دار ایرانی اهل جی نزدیک اصفهان بود هرچند دربارهٔ زادگاه وی اختلاف نظر است و در این باره از شهرهایی چون اصفهان، دشت ارژن استان فارس و رامهرمز خوزستان به عنوان زادگاه سلمان فارسی یاد شدهاست. برخی از محققان او را از خاندانی مزدکی میدانند و برخی معتقدند از طبقه برگزیدگان جامعه مانوی بودهاست.سلمان در آغاز در ایران با باورهای میترایی آشنا بود و سپس باورهای زرتشتی و سپس باورهای مانوی و بدینگونه با حکمت و خرد ایران باستان آشنا بود. به غرب رفت و با باورهای مسیحی آشنا شد و سالها در آنجا در خدمت کلیسا بود و در کنار آنجا با عقاید یهودی بیشتر آشنا شد. این گونه با اندیشه مسیحی کاملاً آشنا بود. در یثرب محمد(ص) را دید و با عقاید او اسلام آشنا شد. اندیشه سلمان ترکیب است از حکمت ایرانی و اسلامی که تجربه مطالعه و دریافت ادیان و حکمتهای دیگر را داشته است و اکثر فلاسفه اسلامی ایران امروز، خود را پیرو مکتب سلمان میدانند.
لویی ماسینیون فرانسوی، آثار منسوب به سلمان را، چهار کتاب معرفی میکند، که از جمله آنها «خبر جاثلیق» است که ۱۰ سند مکتوب را برای ذکر آن آورده است.سلمان (روزبه) فارسی از طبقه برگزیدگان جامعه مانوی بودهاست و چون دین مانی را بر دین زرتشتی ترجیح داده بود مجبور به فرار از ایران شد.در جنگ خندق، که در سال ۵ هجری رخ داد و به پیشنهاد سلمان، پیرامون شهر خندق کندند. واژهٔ خندق عربیشدهٔ واژهٔ پارسی میانه کَندَگ و به معنی کَندهاست. در زبانهای کهن ایرانی چون اوستایی و فارسی باستان، ریشهٔ «کن» به معنی «کندن» امروزی به کار میرفتهاست و «فرکنتن» یعنی آغاز به ساختن ساختمان یا شهر. هر گروهی میخواست سلمان با آنها باشد؛ مهاجران میگفتند: سلمان از ما است و انصار میگفتند: سلمان از ما است.ماسینیون در کتاب "سلمان پاک" مینویسد: سلمان در تأسف از انتخاب عجولانه ابوبکر در سقیفه با یک نوع محافظه کاری و توداری خاص در برابر شهود به فارسی گفتهاست: "کردید ونکردید" و این عبارت بسیار غامضی است. آیا ترکیب اصلی این عبارت به فارسی بودهاست؟ مدائنی و بلاذری آن را به این صورت نشر دادهاند: "کرداد و ناکرداد" (به فارسی میانه). باید گفت که این عبارت گرچه دلالت بر این ندارد که سلمان در سال ۱۱ هجری بعد از فوت محمد(ص) با سر تراشیدن و کشیدن شمشیر به عقیده امامیه علناً مخالفت خود را ابراز کرده باشد ولی بر خلاف گفته جوزف هوروویتس نشانهٔ آن است که یک قرن و نیم قبل از یعقوبی روایات عراقی تأیید میکنند که سلمان مسأله امامت به حق را هنگام انتخاب ابوبکر مطرح کردهاست؛ اما شاید در مجلسی خصوصی.به نقل از کتاب "سلمان پاک" اثر ماسینیون ترجمه علی شریعتی: تاریخ مرگ سلمان مشخص نیست. "پایان خلافت عمر" یا "در خلافت عثمان" به نقل از واقدی و ابن سعد. زیرا پیش از این در خلافت عثمان وی در کوفه اقامت گزیده بود. در قرن سوم گردآورندگان احادیث سنت تاریخ مرگش را سال ۳۸ هجری معین کردند. لویی ماسینیون در کتاب خود حدس میزند که: سلمان با مصادره شدن مقرری اهل بیت به نفع بیت المال توسط دستگاه خلافت از اقطاعش در مدینه محروم شده بود. مانند هر تازه مسلمان غیر عربی برای حفظ امنیت شخصی اش با بنی عبدالقیس که سلمان تا عراق همراه آنان رفت هم پیمان گردیدهاست. هنگامی که وضع خاص بنی عبدالقیس را مطالعه میکنیم به نکاتی بر میخوریم که این فرضیه را تقویت میکند.
مرقد سلمان فارسی در ۳۰ کیلومتری جنوب شرقی شهر بغداد در شهر مدائن قرار دارد ، این شهر یکی از شهرهای باستانی جهان بوده که در دوره ای پایتخت ایران در دوره ساسانیان و در زمان ولادت رسول گرامی اسلام(ص) بوده است ، مدائن شهری سرسبز و در کنار دجله قرار دارد و مسیر دسترسی آن از جاده اصلی بغداد- کوت می باشد.
در نزدیکی مرقد سلمان فارسی ، ایوان مدائن قرار دارد که در زمان ولادت پیامبر (ص) ترک برداشت و این ترک همچنان به عنوان یک معجزه الهی جلوه نمایی می کند.
سلمان فارسی -که پیش از مسلمان شدن روزبه نام داشت- از صحابه ایرانی مشهور حضرت محمد، پیامبر اسلام بود که محمد(ص) او را از اهل بیت و سلمان محمدی خواند. او با این که پسر یکی از دهقانان ایران بود، زرتشتی باقی نماند و سالها در پی حقیقت و دین راستین به سرزمینهای گوناگون سفر کرد که در همین سفرها در سرزمینی به بردگی درآمد و سپس با کمک محمد(ص) آزاد گشت. سلمان فارسی حکیمی که خرد و دانشهای ایرانیان و مسیحیان را میدانست از مشاوران محمد(ص)، از جمله طراح اصلی حفر خندق در جنگ خندق بودهاست. او در انتهای عمر خود، در هنگام خلافت علی بن ابیطالب(ع) والی مدائن گردید.سلمان فرزند یک زمین دار ایرانی اهل جی نزدیک اصفهان بود هرچند دربارهٔ زادگاه وی اختلاف نظر است و در این باره از شهرهایی چون اصفهان، دشت ارژن استان فارس و رامهرمز خوزستان به عنوان زادگاه سلمان فارسی یاد شدهاست. برخی از محققان او را از خاندانی مزدکی میدانند و برخی معتقدند از طبقه برگزیدگان جامعه مانوی بودهاست.سلمان در آغاز در ایران با باورهای میترایی آشنا بود و سپس باورهای زرتشتی و سپس باورهای مانوی و بدینگونه با حکمت و خرد ایران باستان آشنا بود. به غرب رفت و با باورهای مسیحی آشنا شد و سالها در آنجا در خدمت کلیسا بود و در کنار آنجا با عقاید یهودی بیشتر آشنا شد. این گونه با اندیشه مسیحی کاملاً آشنا بود. در یثرب محمد(ص) را دید و با عقاید او اسلام آشنا شد. اندیشه سلمان ترکیب است از حکمت ایرانی و اسلامی که تجربه مطالعه و دریافت ادیان و حکمتهای دیگر را داشته است و اکثر فلاسفه اسلامی ایران امروز، خود را پیرو مکتب سلمان میدانند.
لویی ماسینیون فرانسوی، آثار منسوب به سلمان را، چهار کتاب معرفی میکند، که از جمله آنها «خبر جاثلیق» است که ۱۰ سند مکتوب را برای ذکر آن آورده است.سلمان (روزبه) فارسی از طبقه برگزیدگان جامعه مانوی بودهاست و چون دین مانی را بر دین زرتشتی ترجیح داده بود مجبور به فرار از ایران شد.در جنگ خندق، که در سال ۵ هجری رخ داد و به پیشنهاد سلمان، پیرامون شهر خندق کندند. واژهٔ خندق عربیشدهٔ واژهٔ پارسی میانه کَندَگ و به معنی کَندهاست. در زبانهای کهن ایرانی چون اوستایی و فارسی باستان، ریشهٔ «کن» به معنی «کندن» امروزی به کار میرفتهاست و «فرکنتن» یعنی آغاز به ساختن ساختمان یا شهر. هر گروهی میخواست سلمان با آنها باشد؛ مهاجران میگفتند: سلمان از ما است و انصار میگفتند: سلمان از ما است.ماسینیون در کتاب "سلمان پاک" مینویسد: سلمان در تأسف از انتخاب عجولانه ابوبکر در سقیفه با یک نوع محافظه کاری و توداری خاص در برابر شهود به فارسی گفتهاست: "کردید ونکردید" و این عبارت بسیار غامضی است. آیا ترکیب اصلی این عبارت به فارسی بودهاست؟ مدائنی و بلاذری آن را به این صورت نشر دادهاند: "کرداد و ناکرداد" (به فارسی میانه). باید گفت که این عبارت گرچه دلالت بر این ندارد که سلمان در سال ۱۱ هجری بعد از فوت محمد(ص) با سر تراشیدن و کشیدن شمشیر به عقیده امامیه علناً مخالفت خود را ابراز کرده باشد ولی بر خلاف گفته جوزف هوروویتس نشانهٔ آن است که یک قرن و نیم قبل از یعقوبی روایات عراقی تأیید میکنند که سلمان مسأله امامت به حق را هنگام انتخاب ابوبکر مطرح کردهاست؛ اما شاید در مجلسی خصوصی.به نقل از کتاب "سلمان پاک" اثر ماسینیون ترجمه علی شریعتی: تاریخ مرگ سلمان مشخص نیست. "پایان خلافت عمر" یا "در خلافت عثمان" به نقل از واقدی و ابن سعد. زیرا پیش از این در خلافت عثمان وی در کوفه اقامت گزیده بود. در قرن سوم گردآورندگان احادیث سنت تاریخ مرگش را سال ۳۸ هجری معین کردند. لویی ماسینیون در کتاب خود حدس میزند که: سلمان با مصادره شدن مقرری اهل بیت به نفع بیت المال توسط دستگاه خلافت از اقطاعش در مدینه محروم شده بود. مانند هر تازه مسلمان غیر عربی برای حفظ امنیت شخصی اش با بنی عبدالقیس که سلمان تا عراق همراه آنان رفت هم پیمان گردیدهاست. هنگامی که وضع خاص بنی عبدالقیس را مطالعه میکنیم به نکاتی بر میخوریم که این فرضیه را تقویت میکند.
مرقد سلمان فارسی در ۳۰ کیلومتری جنوب شرقی شهر بغداد در شهر مدائن قرار دارد ، این شهر یکی از شهرهای باستانی جهان بوده که در دوره ای پایتخت ایران در دوره ساسانیان و در زمان ولادت رسول گرامی اسلام(ص) بوده است ، مدائن شهری سرسبز و در کنار دجله قرار دارد و مسیر دسترسی آن از جاده اصلی بغداد- کوت می باشد.
در نزدیکی مرقد سلمان فارسی ، ایوان مدائن قرار دارد که در زمان ولادت پیامبر (ص) ترک برداشت و این ترک همچنان به عنوان یک معجزه الهی جلوه نمایی می کند.
- ۴.۶k
- ۲۲ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط