با اجازه غزلى تازه فدايت كردم
با اجازه غزلى تازه فدايت كردم
بر سر سجده نه در شعر دعايت كردم
با اجازه از همه دست كشيدم امشب
و تو را از وسط جمع سوايت كردم
با اجازه از تو و چشم و لبت مى گويم
چه كنم دست خودم نيست هوايت كردم
با اجازه تو طبيبى و منم باز مريض
تو بزن بوسه بگو باز دوايت كردم
با اجازه به خيالات خودم مى پيچم
مثلا بودى و اين بار صدايت كردم
با اجازه از شما و بى اجازه از همه
بوسه بر شعر زدم باز دعايت كردم
عۣۗـۙشۣۗـۙقۣۗ
بر سر سجده نه در شعر دعايت كردم
با اجازه از همه دست كشيدم امشب
و تو را از وسط جمع سوايت كردم
با اجازه از تو و چشم و لبت مى گويم
چه كنم دست خودم نيست هوايت كردم
با اجازه تو طبيبى و منم باز مريض
تو بزن بوسه بگو باز دوايت كردم
با اجازه به خيالات خودم مى پيچم
مثلا بودى و اين بار صدايت كردم
با اجازه از شما و بى اجازه از همه
بوسه بر شعر زدم باز دعايت كردم
عۣۗـۙشۣۗـۙقۣۗ
۵.۵k
۳۰ آذر ۱۴۰۰