منم زخمی ترین عاشق ، تویی تنها پرستارم
منم زخمی ترین عاشق ، تویی تنها پرستارم
به شوق با تو بودن ها ، تمام عمر بیمارم
برای عشق شیرینت ، بریدم از همه عالم
به جز تو ، از همه وابستگی ها سخت بیزارم
سراپا شور وخواهش می شوم ، وقتی که می بینم
تب تند نگاهت را ، به وقت وگاه دیدارم
از این بیگانه بودن ها ، رهایم کن که می دانم
تو هم عاشق ترینی و ، نداری قصد آزارم
کنارم باش و دنیا را ، به خوابی خوش تو دعوت کن
حسادت می کند خورشید هم ، وقتی تو را دارم
به شوق با تو بودن ها ، تمام عمر بیمارم
برای عشق شیرینت ، بریدم از همه عالم
به جز تو ، از همه وابستگی ها سخت بیزارم
سراپا شور وخواهش می شوم ، وقتی که می بینم
تب تند نگاهت را ، به وقت وگاه دیدارم
از این بیگانه بودن ها ، رهایم کن که می دانم
تو هم عاشق ترینی و ، نداری قصد آزارم
کنارم باش و دنیا را ، به خوابی خوش تو دعوت کن
حسادت می کند خورشید هم ، وقتی تو را دارم
- ۱.۴k
- ۰۱ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط