{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منم زخمی ترین عاشق ، تویی تنها پرستارم

منم زخمی ترین عاشق ، تویی تنها پرستارم
به شوق با تو بودن ها ، تمام عمر بیمارم

برای عشق شیرینت ، بریدم از همه عالم
به جز تو ، از همه وابستگی ها سخت بیزارم

سراپا شور وخواهش می شوم ، وقتی که می بینم
تب تند نگاهت را ، به وقت وگاه دیدارم

از این بیگانه بودن ها ، رهایم کن که می دانم
تو هم عاشق ترینی و ، نداری قصد آزارم

کنارم باش و دنیا را ، به خوابی خوش تو دعوت کن
حسادت می کند خورشید هم ، وقتی تو را دارم
دیدگاه ها (۳)

دفتر بهمن را باز کن .....برگ اولش را با کاغذی از جنس دلت جلد...

هیچی بهتر از این نیست که بابای آدم، آدمو بغل کنه سرت رو بزار...

به نقل از گفتاک:این دیگه نه زبان شعر میخواد نه پیچیده ...

❤❤❤❤❤❤

(رازی به نام عاشق و عشقش)پارت ششم[با تق‌تق در، همه نگاه‌ها ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط