{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست داشتنت

«دوست داشتنت»
وظیفه‌ام که نبود،
فریضه‌ام بود. به‌ جا آوردمش،
تا پای جان، در هر مکان و در هر دقیقه‌ای. دوست داشتنت عشق که نبود، آیین بود. بدان مشرف شدم، بی قیل و قال و بی بوق و کُرنایی. دوست داشتنت نماز که نبود، اما گزاردمش. شبانه‌روز هزار رکعت به‌ وقت صبح و ظهر و شام. دوست داشتنت زکات که نداشت، اما پرداختمش. به هر دمی و به هر بازدمی به هر نفس. دوست داشتنت دینی بود که مخفیانه به آن ایمان آوردم.دینی که
جز تنهایی،ثوابی برایم نداشت …

...🌱
دیدگاه ها (۰)

او زیباستدر درون و بیروننوری از امید استدر جهانی از تاریکیاو...

بعضی از آدمها همیشه ماندگارند؛نه پیشِ روی چشم‌ها،که درون اتا...

یه جا نوشته بود:«‏آدم مُتعلق به جايى كه بدنیا اومده و بزرگ ش...

....تو ...." فروغ آرزوهاے منی"تو را دست ڪدامین قاصدڪ بسپارم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط