{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لحظه های آخر... .

لحظه های آخر... .
دیدگاه ها (۱)

برام بن بسته هر کوچه...مثه تالار آئینه....به هر سمتی برم پوچ...

لب هاش میان چال لپ هایش بود..از چاله درآمدم به چاه افتادم...

بعد تو با کسی قدم نمیزنم...از کوچه ها بپرس...سیگارای من تَرک...

#نوستالژی

گفتن لحظه ی آخر .....

◾️کجاست فرشچیان تا به غم قلم بزند◾️که لحظه، لحظهٔ دیدار آخر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط