{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما را دل از کشاکش دنیا شکسته است

ما را دل از کشاکش دنیا شکسته است
این کشتی از تلاطم دریا شکسته است
تنها ننالم از غمِ ایام و جور یار
باشد مرا دلی که ز صد جا شکسته است
این حسرتم کُشد که ز مرغان گلشنت
بال منِ فلک زده تنها شکسته است
از آنچه پیش دوست بود در خور نثار
تنها مرا دلی بود اما شکسته است
یک دل به سینه دارم و یک شهر دلستان
بازار من ز گرمی سودا شکسته است
هرچیز بشکند ز بها اوفتد ولی
دل را بها و قدر بود تا شکسته است
خواهی اگر به درگه مقصود رو نهی
دست از طلب مدار گرت پا شکسته است
هرکس به ملک صبر و قناعت نهاد پای
دست هزار گونه تمنا شکسته است
"رنجی" کجا روم ز سر کوی او که من
پی جهان دویده ام اینجا شکسته است
دیدگاه ها (۱)

دوش از بی مهری آن ماه سیما سوختمبا کمال تشنه کامی پیش دریا س...

خدایا...دردقایق پایانی این ماه مارامشمول رحمت بی پایانت قرار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط