{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی ملانصرالدین در خانه ای رفت و از صاحبخانه قدری نان خو

روزی ملانصرالدین در خانه ای رفت و از صاحبخانه قدری نان خواست دخترکی در خانه بود و گفت : نداریم!
ملا گفت: لیوانی آب بده!
دخترک پاسخ داد: نداریم!
ملا پرسید: مادرت کجاست:
دخترک پاسخ داد : عزاداری رفته است!

ملانصرالدین گفت: خانه شما با این حال و روزی که دارد باید همه قوم و خویشان به تعزیت به اینجا بیایند نه اینکه شما جایی به عزاداری بروید!




☞❥⤷زیباترین حکایت ها اموزنده را اینجا بخوانید 👇🏻👇🏻
@Amozandhv
دیدگاه ها (۰)

# یا رب المین # اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

🔴🎥 ماجرای خبرنگار ایرانی که در بوسنی به شهادت رسید...⚘️⚘️⚘️ر...

لاوروف:حمله آمریکا و اسرائیل ممکن است ایران را به سمت برنامه...

# السلام علیک بر این مشت گره کرده که دم آخرشم بیانگر و ادامه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط