به سراغ من اگر میآیید

به سراغ من اگر می‌آیید
پشت هیچستانم
پشت هیچستان جایی است
پشت هیچستان
رگ‌های هوا
پر قاصدهایی است
که خبر می‌آرند
از گل واشدهٔ دورترین بوته خاک

روی شن‌ها هم
نقش‌های سم اسبان سواران ظریفی است
که صبح
به سر تپه معراج شقایق رفتند

پشت هیچستان
چتر خواهش باز است
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود
زنگ باران به صدا می‌آید

آدم این‌جا تنهاست
و در این تنهایی
سایه نارونی تا ابدیت جاری است
به سراغ من اگر می‌آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من ...

#سهراب_سپهری
شعر: #واحه‌ای_در_لحظه
دفتر: #حجم_سبز
#شعر
#ادبیات
#شاعرانه
دیدگاه ها (۹)

نه گفتن موهبت بزرگیست که یاد گرفتنش جهانت را امن‌تر می‌کند. ...

شبی در خلوت تنهایی، میان خواب و بیداری، روح مرا شوق دانستن ف...

«میلاد سرور شهیدان، حضرت امام حسین (ع)،چراغ هدایت بشریت، بر ...

مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد ، وقتی می گفتند : چرا دیر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط