{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
شهریور عاشق انار بود ،
اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد...
آخر انار شاهزاده ی باغ بود
تاج انار کجا و شهریور کجا !
انار اما فهمیده بود
میخواست بگوید او هم عاشق شهریور است ،
اما هر بار تا می رسید فرصت شهریور تمام میشد...
نه شهریور به انار می رسید
و نه انار می توانست شهریور را ببیند ؛
دانه های دلش خون شد و ترک برداشت
سالهاست انار سرخ است ،
سرخ از داغی و تندی عشق...
و
قرن هاست شهریور بوی پائیز می دهد !
دیدگاه ها (۱)

.چشمانمهمه ی دارایی من است!تو شرطت را دوست داشتن بگذارمدیونم...

.یاد بگیر و یادت نره... چه دلمون بخواد چه نخواد،خدا یه وقتای...

.همیشه از تو نوشتم …از تو گفتم …از تو و احساستاین اولین بار ...

.ﺑﺎ ﻏﺰﻟﻬﺎﯾﻢ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢﺩﺷﺖ ﻫﺎﯼ ﺧﺸﮏ ﺭﺍ ﻏﺮﻕ ﺷﻘﺎﯾ...

عشق در نزدیکی قصر

پارت۱

#عشق_در_نزدیکی_قصر#part_4#Jeon_victor#jeon_rina— «امشب، همه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط