disguise
#disguise
#دیسگایز
#Part_1
#Jeon_Jackson
#Jeon_Victor
#jeon_Rina
صدای خفه ی موتور افکار بورا رو خفه کرد، بورا سرش رو بالا اورد و به الکس که داشت نزدیکش میشد نگاه کرد
الکس: سلام، خانوم خوشگله، برسونمت
بورا چشمش رو چرخوند و کوله اش رو روی یه ور شونه اش گذاشت
بورا: شروع نکن، الکس. داری شبیه پسرای هولی رفتار میکنی که دنبال دوست دخترن
الکس: خب، منم دنبال دوست دخترمم. و اره من هولم ولی هول دوست دخترم
بورا خندید و پشت موتور الکس نشست، الکس کوله ی بورا رو گرفت و جلوی خودش گذاشت
بورا: بدش به من، اونجا باشه اذیت میشی
الکس، هی! اذیت نمیشم، کاملا هم راحتم
بورا: معلومه
بورا چشمش رو چرخوند و دستش رو دور کمر الکس حلقه کرد، همین که الکس موتور رو روشن کرد که حرکت کنه صدای امیلی بلند شد
امیلی: بورا! سویشرتت رو جا گذاشتی!
بورا: عااااا، مرسییی
بورا سویشرتش رو از امیلی گرفت. همین که اومد گونه ی امیلی رو ببوسه الکس پاش رو روی پدال گاز گذاشت و سریع رفت، بورا دستش رو با عجله دور کمر الکس حلقه کرد. وقتی از شوک در اومد یه پس گردنی به الکس زد
بورا: بیشعور! اگه میافتادم چییی؟! عموم باسن مبارکتو پاره میکرد!
الکس خندید
الکس: فکر کردی من میزارم بجز من کس دیگه رو ببوسی؟! حالا هم درمورد عموت حرف نزن رعشه به تنم میوفته
بورا: خوبه که ازش میترسی، اگه نمیترسیدی میخواستی چیکار کنی
الکس: ببخیال! حالا بیا بجاش منو بوس کن
بورا: نمیکنم
الکس: نکن🤷🏻♀️
بورا به پشت الکس مشت زد
بورا: همین؟! باید مِنَت بکشی، عوضی!
الکس: این عوضی فعلا خسته اس
بورا چشمش رو چرخوند و ساکت شد. الکس به عمارت بزرگ بورا رفت و جلوی در پارک کرد
الکس: برو پایین، خانوم خوشگله
بورا کوله اش رو گرفت و از موتور پیاده شد، گونه ی الکس رو بوس کرد
الکس: حساب نیست!
بورا: الکس! مسخره بازی رو بس کن! بابام داخله
الکس: گور باب-
بورا: عاووو، اروممممم. من میرم! خداحافظ!
الکس مچ دست بورا رو گرفت ، سمت خودش کشید و لب بورا رو بوسید. قبل از اینکه یه کتک درست و حسابی بخوره گاز داد رفت. بورا در حالی که توی شوک بود انگشتش رو روی لبش کشید، بعد از اینکه از شوک بیرون اومد پوزخند زد
بورا: وای، این پسر قراره یه روز منو بکشه
بورا سویشرتش رو توی کوله اش گذاشت و کوله اش رو روی شونه اس. رفت تو ولی وقتی در رو باز کرد از چیزی که دید فکش افتاد
اونجا...
(بچه ها ببخشید کم شد، پارت اول والا هیجان و داستان زیادی نداشت که بخوام یه عالمه بنویسم)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لایک: 60
کامنت: 60
بازنشر: 20
#دیسگایز
#Part_1
#Jeon_Jackson
#Jeon_Victor
#jeon_Rina
صدای خفه ی موتور افکار بورا رو خفه کرد، بورا سرش رو بالا اورد و به الکس که داشت نزدیکش میشد نگاه کرد
الکس: سلام، خانوم خوشگله، برسونمت
بورا چشمش رو چرخوند و کوله اش رو روی یه ور شونه اش گذاشت
بورا: شروع نکن، الکس. داری شبیه پسرای هولی رفتار میکنی که دنبال دوست دخترن
الکس: خب، منم دنبال دوست دخترمم. و اره من هولم ولی هول دوست دخترم
بورا خندید و پشت موتور الکس نشست، الکس کوله ی بورا رو گرفت و جلوی خودش گذاشت
بورا: بدش به من، اونجا باشه اذیت میشی
الکس، هی! اذیت نمیشم، کاملا هم راحتم
بورا: معلومه
بورا چشمش رو چرخوند و دستش رو دور کمر الکس حلقه کرد، همین که الکس موتور رو روشن کرد که حرکت کنه صدای امیلی بلند شد
امیلی: بورا! سویشرتت رو جا گذاشتی!
بورا: عااااا، مرسییی
بورا سویشرتش رو از امیلی گرفت. همین که اومد گونه ی امیلی رو ببوسه الکس پاش رو روی پدال گاز گذاشت و سریع رفت، بورا دستش رو با عجله دور کمر الکس حلقه کرد. وقتی از شوک در اومد یه پس گردنی به الکس زد
بورا: بیشعور! اگه میافتادم چییی؟! عموم باسن مبارکتو پاره میکرد!
الکس خندید
الکس: فکر کردی من میزارم بجز من کس دیگه رو ببوسی؟! حالا هم درمورد عموت حرف نزن رعشه به تنم میوفته
بورا: خوبه که ازش میترسی، اگه نمیترسیدی میخواستی چیکار کنی
الکس: ببخیال! حالا بیا بجاش منو بوس کن
بورا: نمیکنم
الکس: نکن🤷🏻♀️
بورا به پشت الکس مشت زد
بورا: همین؟! باید مِنَت بکشی، عوضی!
الکس: این عوضی فعلا خسته اس
بورا چشمش رو چرخوند و ساکت شد. الکس به عمارت بزرگ بورا رفت و جلوی در پارک کرد
الکس: برو پایین، خانوم خوشگله
بورا کوله اش رو گرفت و از موتور پیاده شد، گونه ی الکس رو بوس کرد
الکس: حساب نیست!
بورا: الکس! مسخره بازی رو بس کن! بابام داخله
الکس: گور باب-
بورا: عاووو، اروممممم. من میرم! خداحافظ!
الکس مچ دست بورا رو گرفت ، سمت خودش کشید و لب بورا رو بوسید. قبل از اینکه یه کتک درست و حسابی بخوره گاز داد رفت. بورا در حالی که توی شوک بود انگشتش رو روی لبش کشید، بعد از اینکه از شوک بیرون اومد پوزخند زد
بورا: وای، این پسر قراره یه روز منو بکشه
بورا سویشرتش رو توی کوله اش گذاشت و کوله اش رو روی شونه اس. رفت تو ولی وقتی در رو باز کرد از چیزی که دید فکش افتاد
اونجا...
(بچه ها ببخشید کم شد، پارت اول والا هیجان و داستان زیادی نداشت که بخوام یه عالمه بنویسم)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لایک: 60
کامنت: 60
بازنشر: 20
- ۱۶.۰k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط