{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"تنهایم" ... اما دلتنگ آغوشی نیستم

"تنهایم" ... اما دلتنگ آغوشی نیستم
"خسته ام" ... ولی به تکیه گاهی نمی اندیشم چشمهایم تر هستند و قرمز
ولی رازی ندارم . چون مدت هاست
دیگر کسی را "خیلی" دوست ندارم . دلتنگی های منو هیچ قلمی نمی تونه بنویسه .
"دلتنگی های" من ازجنس" سکوته " ...
دیدگاه ها (۵)

هیچگاه تو را......آنگونه دوست نخواهم داشت....که زندانیم باشی...

« زنـدگــــــــی »یـعنـــــــی بـمـیـری دَر هـــــــوای یـــ...

خسته ام از لبخند اجباری، خسته ام از حرفای تکراریخسته از خواب...

من دوستت دارم......ولی نمیخواهم هر لحظه و هر ثانیه دوست داشت...

شروعی سخت،پایانی خوش پارت 2ویو سه رادیگه خسته شدم از پس تحقی...

پارت بیست و ششم (زخم‌هام هنوز بیدارن) ویو نویسنده اتاق خیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط