{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد من باشد فردا دم صبح

یاد من باشد فردا دم صبح
جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا، آب، زمین
مهربان باشم، با مردم شهر
و فراموش کنم، هر چه گذشت
خانه ی دل، بتکانم ازغم
و به دستمالی از جنس گذشت،
بزدایم دیگر، تار کدورت، از دل
مشت را باز کنم، تا که دستی گردد
و به لبخندی خوش
دست در دست زمان بگذارم

یاد من باشد فردا دم صبح
به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم
و به انگشت نخی خواهم بست
تا فراموش، نگردد فردا
زندگی شیرین است، زندگی باید کرد
گرچه دیر است ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم، شاید
به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم، در دل
لحظه را دریابم ...
دیدگاه ها (۲۳)

ادعای بی تفاوتی سخت استآن هم نسبت به کسی که زیباترین حس دنیا...

زنها هرگز نمیگویند :تو را دوست دارم♥♥ولی وقتی از تو پرسیدند ...

من خراب چشم مستت ساقیا..می بده قربان دستت ساقیا..مست گشتم..چ...

عکس از خودم :'))باغچه خونمون الان یهویی :'))

عهد می بندم۱۴ تیر ۱۴۰۵

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.43(از زبون ا.ت)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط