{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آبستنِ حوادثِ داغ است چشمِ تو

آبستنِ حوادثِ داغ است چشمِ تو
وقتی دهانِ چشمِ مرا بست چشمِ تو
روزی هزار مَرتبه مُردم، کَسی ندید
از بس به یک اشاره که دل بست چشمِ تو
هی می‌نویسم از تو وُ هی پاک می‌کنم
من محوِ آب و آینه‌ام، مستِ چشمِ تو
دریا به موجِ خسته‌ی من اعتنا نکرد
هی می‌رویم و می‌رود از دست چشمِ تو
تا ذره ذره‌ی دلِ من آب شد، گریست
دیگر به شعرهام نپیوست چشمِ تو
شاعر شدم که نشکنم از داغِ چشمهات
من بارها شکستم و نشکست چشمِ تو
زیبایی تو چشم مرا خیره کرد وُ خیس
بعداً دهانِ چشمِ مرا بست چشمِ تو
دیدگاه ها (۲۵)

جـدایـی بین ما ؛یـک درس عـبرت بوده شایدو درسی کـه گــرفـــتم...

‍ ‍ ‍ ‍ میشود درد دلم را به تو ابراز کنمنفسم را به نفسهای ...

‍ دلتنگ غنچه ایم بگو راه باغ کو؟خاموش مانده ایم خدا را چراغ ...

در آینه‌ ی چشم تو فال دل ما نیست جزفاجعه‌ی غم بخدا حاصل مانی...

عشق رمانتیک من ❤😎پارت ۶۸هانیل: فکر کرده فقط خودش لجبازه؟ نشو...

PT/۳ ات اه افسوس: هی.. با...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹                                  ات اروم مظلوم : ماما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط