سلام سلام اینم پارت بعد از سه هفته
سلام سلام اینم پارت بعد از سه هفته
نکته :: شیپ آرام از مایکی به ریندو تغییر کرد
part 13
斗殴那天特里了么有哈特么
💙🌊💙🌊💙🌊💙🌊💙🌊💙🌊💙🌊💙🌊💙🌊💙
مایکی گفت : هایتانی ریندو آرام از این به بعد هم اتاقی تو میشه و حواست به آرام باشه
ریندو گرخید: مایکی تو رو خدا من با این عوضی هم اتاقی نمیشمم
آرام یهو مثل بمب ساعتی بیدار شد و اینجوری بود که : وات فاک؟ من کجام؟ شما کیید؟
کوکو 😳 : بسم الله مایکی این حافظه ماهی داره؟؟
مایکی آرام رو راحت انداخت زمین و آرام با سر افتاد زمین
ارام هیچی نگفت و بلند شد و گفت:خب...حالا میشه برم؟
ران : اوی اوی اوی وایسا ببینم تو بودی من و داداشم رو روی پوفیوز
آرام: یک تو و داداشت رو نمیشاسم دوم ی چیپس بده به من بادمجون
سانزو از شدت جر خوردگی افتاد زمین
ران رو به سانزو :نخند پوفیووووزززز!!
آرام: تو چه گیری دادی به کلمه پوفیوز
ران : چون دوست دارم جقله
آرام: جقله داداشته
ریندو : به من چهههه
آرام: ربطش به خودم ربط داره
ریندو : 😑😑😑😑
ران : تو الان توی بانتنی قراره حسابی شکنجه بشی
آرام: ی سوال بانتن چیه؟
همه : چیییییییییی😳😳😳 !؟!؟
آرام:خب چیه من شما ها رو نمیشناسم که
سانزو : الان بگو من کیم همه من و میشناسن ناموصن
آرام: ی پلنگ صورتی متحرک آدمیزاد
یهو همه از خنده پخش زمین شدن ، مایکی یهو داد زد : همگی خفه شید!
همه سکوت کردن .
بعد مایکی ی نفس عمیق میکشه و میگه: هایتانی آرام رو ببر تو اتاقت و رو حرف من حرف نزن *به ریندو گفت *
ریندو :اههععع ای بابا باشه
مایکی هم رفت و بقیه مشغول کار های خودشون شدن ، ریندو آرام رو بل غر برد تو اتاقش و با بیحالی گفت: اینجا دیگه اتاقه توعه چیزی رو خراب نکن
و بعد در رو محکم میبنده و آرام تو اتاق ریندو موند
* ساعت ۱۲ شب *
همه داشتن با همدیگه قمار میکردن و همش کوکو میبرد و همه داشتن فشار میخوردن ، آرام از اتاق اومد بیرون و کنار ریندو وایساد و به کارت ها نگاه کرد و گفت : اون کارت رو بزار
*دم گوش ریندو گفت *
ریندو نمیخواست توجه کنه ولی چون آرام لحن جدی گفت همون کارت رو گذاشت و در نهایت باعث شد کوکو ببازه
کوکو به میز ی مشت زد و آرام رو ترسناک نگاه کرد و گفت ...
💙🔥💙🔥💙🔥💙🔥💙🔥💙🔥💙🔥💙🔥💙🔥💙🔥
تا پارت بعد بای باییی
نکته :: شیپ آرام از مایکی به ریندو تغییر کرد
part 13
斗殴那天特里了么有哈特么
💙🌊💙🌊💙🌊💙🌊💙🌊💙🌊💙🌊💙🌊💙🌊💙
مایکی گفت : هایتانی ریندو آرام از این به بعد هم اتاقی تو میشه و حواست به آرام باشه
ریندو گرخید: مایکی تو رو خدا من با این عوضی هم اتاقی نمیشمم
آرام یهو مثل بمب ساعتی بیدار شد و اینجوری بود که : وات فاک؟ من کجام؟ شما کیید؟
کوکو 😳 : بسم الله مایکی این حافظه ماهی داره؟؟
مایکی آرام رو راحت انداخت زمین و آرام با سر افتاد زمین
ارام هیچی نگفت و بلند شد و گفت:خب...حالا میشه برم؟
ران : اوی اوی اوی وایسا ببینم تو بودی من و داداشم رو روی پوفیوز
آرام: یک تو و داداشت رو نمیشاسم دوم ی چیپس بده به من بادمجون
سانزو از شدت جر خوردگی افتاد زمین
ران رو به سانزو :نخند پوفیووووزززز!!
آرام: تو چه گیری دادی به کلمه پوفیوز
ران : چون دوست دارم جقله
آرام: جقله داداشته
ریندو : به من چهههه
آرام: ربطش به خودم ربط داره
ریندو : 😑😑😑😑
ران : تو الان توی بانتنی قراره حسابی شکنجه بشی
آرام: ی سوال بانتن چیه؟
همه : چیییییییییی😳😳😳 !؟!؟
آرام:خب چیه من شما ها رو نمیشناسم که
سانزو : الان بگو من کیم همه من و میشناسن ناموصن
آرام: ی پلنگ صورتی متحرک آدمیزاد
یهو همه از خنده پخش زمین شدن ، مایکی یهو داد زد : همگی خفه شید!
همه سکوت کردن .
بعد مایکی ی نفس عمیق میکشه و میگه: هایتانی آرام رو ببر تو اتاقت و رو حرف من حرف نزن *به ریندو گفت *
ریندو :اههععع ای بابا باشه
مایکی هم رفت و بقیه مشغول کار های خودشون شدن ، ریندو آرام رو بل غر برد تو اتاقش و با بیحالی گفت: اینجا دیگه اتاقه توعه چیزی رو خراب نکن
و بعد در رو محکم میبنده و آرام تو اتاق ریندو موند
* ساعت ۱۲ شب *
همه داشتن با همدیگه قمار میکردن و همش کوکو میبرد و همه داشتن فشار میخوردن ، آرام از اتاق اومد بیرون و کنار ریندو وایساد و به کارت ها نگاه کرد و گفت : اون کارت رو بزار
*دم گوش ریندو گفت *
ریندو نمیخواست توجه کنه ولی چون آرام لحن جدی گفت همون کارت رو گذاشت و در نهایت باعث شد کوکو ببازه
کوکو به میز ی مشت زد و آرام رو ترسناک نگاه کرد و گفت ...
💙🔥💙🔥💙🔥💙🔥💙🔥💙🔥💙🔥💙🔥💙🔥💙🔥
تا پارت بعد بای باییی
- ۹۶۳
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط