با تو راه میروم و حرف میزنم،
با تو راه میروم و حرف میزنم،
و از شوق این محال که دستم به دست توست،
من!
جای راه رفتن پرواز میکنم،
آن لحظه ها که مات در انزوای خویش،
یا در میان جمع خاموش مینشینم،
موسیقی نگاه تو را گوش میکنم،
گاهی میان مردم در ازدحام شهر،
غیر از تو هر چه هست فراموش میکنم...!!!
و از شوق این محال که دستم به دست توست،
من!
جای راه رفتن پرواز میکنم،
آن لحظه ها که مات در انزوای خویش،
یا در میان جمع خاموش مینشینم،
موسیقی نگاه تو را گوش میکنم،
گاهی میان مردم در ازدحام شهر،
غیر از تو هر چه هست فراموش میکنم...!!!
- ۶۴۷
- ۰۱ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط