black rose

black rose


پارت ۸

بعدازظهر
ویو خودم
وقتی دخترا به عمارت رسیدن نامجون خیلی تعجب کرد چون هم هلن همراهشون نبود هم یکعالمه با خودشون بادیگارد اوردن نامجون و دخترا به دفتر کار نامجون رفتن
_خب دوشز کجاست (کنایه و نیشخند)
÷میفهمی
_چی کار داشتید و چرا با خودتون اینهمه بادیگارد اوردید بدون اون اسیب پذیرید (نیشخند)
×ببند
÷ایزا
☆خب اقای کیم بریم سر اصل مطلب تو با هلن قمار کردی و باختی و حالا باید با هلن به مدت یکسال یا بیشتر رل بزنی
_😂بامزه بود.
☆من جوک جگفتم
_چی اون همونی بود که از من میپرسید لاشی نیستی (خنده)
☆جزئیات خودش بهت میگه ولی مطمئن باش مجبور
_چی میگی میخوای من باهاش رل بزنم و ندونمدچرا. من تا وقتی نبینمش قبول نمیکنم
☆مجبور (داد)
×باشه
☆÷چی
×من بعد از حرف زدن با هلن باهاتون تماس میگیرم و میگم کجا بیاید
_باشه
×خدانگه دار

فلش بک به بار
÷چرا قبول کردی
☆اونم بدون اینکه به هلن بگی
×هلن میدونه (درحالی که دار ویسکی که داخل لیوانشرو میچرخونه امیدوارم بفهمید منظورم)
÷چی

فلش بک به بعد از قرار گذاشتن دخترا
ویو خودم

هلن به ایزابل زنگ زد و راجب بادیگارد و اون منشی باهاش حرف زد و گفت

+به احتمال زیاد قبول نکنه
_مجبور
+ازه ولی میگه که منو باید ببینه
_خب
+قبول میکنی و میگی باید باهاش حرف بزنم و بعد شب بهش میگی که فردا بیاد به....(واقعا فکردی میگم)



شرایط ۹لایک
۷کامنت
دیدگاه ها (۱۳)

بلک روز پارت نهمبعد بهش میگی که دوروز بعد داخل شرکت میبینمش ...

تولد امید آرمی ها مبارکه

Dark Blood p9

#بد_بوی#پارت_۳۳#جیمسون_چی داری میگی گریسون تو الینا میخواین ...

Mafias Stepdaughter

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط