{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاه آن کس که به رفتن...

گاه آن کس که به رفتن...
چمدان می‌بندد...
رفتنی نیست...
دو چشم نگران میخواهد...!!

آرش_شهیرپور

‎‎‏‎‌‌‌‌‎‏‎‌‌‌‎‏‎‌‌‌‌‎‏‎‌‌‎‏‎‌‎‏‎‌
دیدگاه ها (۱۵)

کیوسک های تلفن را جمع کردند..و دوستت دارم هارا به انبار بردن...

اوضاعِ باورامون داره وخیم میشه...دیگه هیچ کس"دوست دارم" رو ب...

از یاد تو برنداشتم دست هنوزدل هست به یاد نرگست مست هنوزگر حا...

بگذار پاییز بیایدبتازدبباردمن در آغوش_توتا همیشه غرق بهارم....

پدر؛ یعنی تکیه گاهیعنی پناهپدرها حتی بعد رفتن هم نگران فرزند...

اونجا که خاکسار میگه :یک نفر نیست صدایم بزند برگردم می برم ب...

پدر؛ یعنی تکیه گاهیعنی پناهپدرها حتی بعد رفتن هم نگران فرزند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط