{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستانی شدم که پایانش مثل یک عصر جمعه دلگیر است

داستانی شدم که پایانش مثل یک عصر جمعه دلگیر است
نیستم در حدود حوصله ها پس صلاح است مختصر بشوم
دیدگاه ها (۱)

آمدیجانم به قربانتبیاپاییز منکیبهار دلنشینبا تو برابرمی شود!...

من آن بانوی"پاییزم"...من از احساس لبریزم... دمی با باد میرقص...

فصل پائیز رسید « دلبر شهریوری ام » ،روی این خش‌خش ایام ، کجا...

دیگر نوشته هایم نه شاعرانه است نه عاشقانه یک مشت احساسات زنا...

هـنوز می‌چـکـد از چـشم‌ها بهـانۀ تو 😢 بیا که سر بگ...

﷽⭕پیام یکی از دوستانسلام عصر بخیرروز جمعه بود که پیام خواندن...

﷽⭕پیام یکی از دوستانسلام عصر بخیرروز جمعه بود که پیام خواندن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط