{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هدیه ام از تولد

هدیه ام از تولد
گریه بود
خندیدن را
تو به من آموختی

سنگ بوده ام
تو کوهم کردی
برف می شدم
تو آبم کردی
تو خانه دریا را نشانم دادی

می دانستم گریه چیست
خندیدن را
تو به من هدیه کردی
دیدگاه ها (۵)

و سکوت می‌کنی و فریاد زمانم را نمی‌شنوی. یک روز، من سکوت خوا...

اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود در...

من کاملا خسته ام ، از مردان پیری که جنگ میپرورند و برای جوان...

فقط عشق کافی نیست ... چه بسیار عشق هایی که پسند تو است ولی...

#کیا_مثل آقا ساده زندگی میکنند..!!؟ آقاجان...💔ساده‌زیستی را ...

چو عاشق می‌شدم گفتم که بردم گوهرِ مقصودچه دانستم که این دریا...

🌸 الهی…✨ باز هم بیدار شدیم به لطف تو🌿 باز هم فرصتِ زندگی داد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط