{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر روز میروم به مسیری که دیدمت

هر روز میروم به مسیری که دیدمت
جایی که عاشقانه به جانم خریدمت..

جایی که دیدم ای گل زیبا شکفته ای
اما برای اینکه بمانی نچیدمت..

یادم نرفته است که چشمان خسته ام
افتاده در نگاه تو بود و ندیدمت..

یعنی ندیدم آمده باشی برای من
اما به چشم آمده ها می کشیدمت..

گر من خدات میشدم ای نازنین من
این گونه با وقار نمی آفریدمت..

حتی به جای این که بچینم تو را ز خاک
یک عمر عاشقانه فقط پروریدمت..

دیوانه ام که با همه ی بی وفائی ات
سی سال می نوشتمت و می شنیدمت..

آری برای اینکه بدانی چه میکشم
هر روز می روم به مسیری که دیدمت...

#fereshte
دیدگاه ها (۱)

گاهی وقتها از نردبان بالا میروی☁ تا دستان خدا را بگیری☁ غافل...

از دلمتا لب ایوان شماراهی نیست؛نیمه جانی ست در این فاصله،قرب...

«غربت» آن است که با جمعی و جانانت نیست. . .#fereshte

...#fereshte

پارت۱۲ گویی پسرش واقعا خیلی نسبت به مراقبت از ایزوکو جدی بود...

#pain#P⁷² اون شب ساعت 9 پرواز داشت و واقعا داشت از درون و بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط