{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از تو حرف می‌زنم

از تو حرف می‌زنم
چنان نوبرانه می‌شوم
که بهار هم
دهانش آب می‌افتد
دیدگاه ها (۱)

من بهار می‌شوم تو با لب‌هایت بر تنم شکوفه بزن . .

تورا نگاه می کنم که دیدنی ترین تویی واز تو حرف می زنم که گفت...

غمگین

گاهی چنان باخویش غریبه می شوم که گویی مسافری نا آشنا به شهری...

نه با تو می‌شوم آباد ،نه بی تو می‌شوم برباد ......#متن#غمگین...

من تیرم باخودم حرف می زنم دخترم خالم اسفنده اون که همش می خو...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

شب ها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط