{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✨ Part ⁹ : هفت مافیای دروغگوی من ✨

✨ Part ⁹ : هفت مافیای دروغگوی من ✨


نقش زمین شدم

یوری : آخ لبم

تهیونگ : اینقدر خونمون باحاله که کور شدی؟

جیهوپ با جعبه کمک های اولیه اومد سمتم
و زخم پام و لبم رو چسب زد
وقتی کارش تموم شد

جین : پاشو لباساتو عوض کن

یوری : ولی من که لباسی همرام ندارم

نامجون : راست میگه...پس

یوری : پس چی؟

جیمین : برو اتاق جونگ‌‌ کوک بهت لباس بده

یوری : م..من..ب..برم ؟

جونگ‌‌ کوک دست یوری رو گرفت

جونگ‌‌ کوک : پاشو بیا ببینم

منو برد اتاقش بهم یه هودی داد بعدش رفت بیرون که بپوشمش
وقتی پوشیدم از اتاق رفتم بیرون
همین که رفتم بیرون

تهیونگ : ویییییی چه گوگولی شدی

یهو منو بغل کرد

یوری : خ..خفه..ش..شدم

تهیونگ خندید و منو برد سمت جیمین

تهیونگ : نگاش کن..گوگولی نیست؟

جیمین : این چرا اینقدر گوگولیییی آخه

یوری : من..میشه..ب..بذاریم پایین؟

تهیونگ : حرف نزن...نخیر

منو برد سمت آشپزخونه

جیمین : این زیادی بانمکه

نامجون : جونگ کوک این خودی رو بده به یوری

جیهوپ : دقیقا بهش میاد

جونگ کوک : ولی یه چیزیش کمه

جونگ‌‌ کوک بلند شد رفت سمت یوری
یه لحظه ترسیدم
تا خواستم برم عقب
خوردم به تهیونگ

تهیونگ : هی کم تکون بخور

جونگ کوک اومد سمتم
کلاه خودی رو گذاشت سرم
بعدش چند قدم رفت عقب
سر تا پام رو نگاه کرد و گفت

جونگ کوک : الان بهتر شد

یوری : م..میشه ب..برم ؟

نامجون : نخیر

یوری : ب..برای چی؟

شوگا : همین که گفتیم

جیهوپ : بهتره ساکت باشی تا بلایی سرت نیاد

وقتی اینارو گفتن..ترسیدم..یعنی باهام چیکار دارن؟

تهیونگ منو......


🍓🫐✨


بچه ها حمایت ها واقعا خیلی کمه خیلی ازتون ناراحتم ولی پارت گذاشتم پارت بعدی حمایت نکنین دیگه ادامش نمیدم من با کلی ذوق می‌نویسم ولی اینجوری توی ذوقم میخوره 💔
برای پارت بعد
۱۵ لایک
۱۰ کامنت
از کم شروع میکنم
این دیگه واقعا کمه برسونیدش
دیدگاه ها (۰)

سلام عشقام 🎀یه رای گیری هست که جونگ کوک الان نفر دومه و برید...

✨ Part ⁸ : هفت مافیای دروغگوی من ✨نامجون : اینجا نداریم ولی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط