کرد یعنی دم دم ویران و باد

کرد یعنی "دِم دِم" ویران و باد

"خان  له پ زێرین" در باران و باد

 

"نادر صاحبقِرانِ شادلو"

کُرد "هَفشار" به خون کرده وضو!

 

کرد یعنی آن وزیر کاینات

آن "امیر" و آن "کبیر" کاینات

 

کرد یعنی "عیوَض" و یعنی "جَجو"

فاتحه خوان کِرِملین، مو به مو

 

کرد یعنی با تبر در معرکه

رعد و برق مستقر در معرکه

 



کرد یعنی که شبان و روزها

زیر سیگاری جنگ افروزها

 

صَرف مجلس گرمی دریوزه ها

خرج ویترین دروغ موزه ها

 

ایلخی بان فلان پاشا شده

کرد "علی کیشی" است که حاشا شده!

 

کرد یعنی بی "قَراباغ" است باغ

جای "لاچین" جلوه ی زاغ است باغ

 

کرد یعنی نفت در "کرکوکِ" جان

"باتمان"ی ضمن "کاراچوکِ" جان

 

کرد یعنی "سِـوْر"،یعنی بوی سیب

"دشنه ای در دیس" و "لوزان" فریب

 

کرد یعنی "شیخ محمود نَمِر"

تاجی از کاغذ، و چشمی منتظر

 

منتهای غرّش شیری تباه

"اسمَعیل آقای سِمکۆ"، آه! آه!




#کورد
#کوردستان
#کورد
#کوردستان
#تمدن
#اصالت
#فرهنگ
دیدگاه ها (۱)

کرد یعنی برنویی آماده ایمدر "کِلیدر"، "گل محمّد"زاده ایم کرد...

کرد یعنی با جراحت ساختهبا عذابی فوق طاقت ساخته اینک اینک، جم...

کرد یعنی نینوایی از "فرات"یک دو جرعه "دجله" از آب حیات شرحه ...

با سری از صخره،سربالاتریمآسمان پرورد و قلّه پروریم از تب ما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط