{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو کوک :بچه ها رفتن و منو آت مونده بودیم

ویو کوک :بچه ها رفتن و منو آت مونده بودیم
آت :کوکیی با گریه
کوک :پرنسس گریه نکن بیا بریم
بادیگارد ها :واد چرا ریس به خانم میگه پرنسس و خانم به ریس میگه کوکی
آت و کوک :صداتون روشنیدیم
بادیگار: ببخشید ولی جای سوال بود
کوک :منو آت باهمیم
بادیگارد :سکته کرد
کوک :بیا بریم خونه تا کی میخوای اینجا بمونی
آت :هر وقت هانا رسید آمریکا
کوک :اونا دوروزه تا برسن زمان می‌بره
آت :باشه
کوک : بریم امروز برنامه دارم
آت :چه برنامه ای
کوک :الان میریم یه رستوران لاکچری و صبحانه میخوری بعد میریم سینما برای ساعت۱۰صبح فیلم ببینم
آت :«میپره وسط حرف » تا ساعت چند فیلم طول می‌کشه
کوک :تا ساعت ۱۲وساعت ۱۲میریم نهار رستورانی که فقط مافیا ها میتونن برن و بعدش میریم سینما و شهر بازی بعد میریم خونه‌ی من
آت :کی این همه بر نامه ریختی
کوک :دیگه بریم بعدا میگم
آت :راستی داداشم اگه بفهمه
کوک :می‌دونه
آت :چییییییی
کوک :دیگه دیگه
آت «بریم
دیدگاه ها (۳)

mahاسسسسسیسی

و هیچوقت نمی‌خوام که بری . آت :کوکی چجوری میتونی آنقدر خوب م...

شب تولدم پارت 45فصل دومپارت 16جونگ کوک: تهیونگ چرا اینجوری ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط