{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم خودمو گول بزنم ؛

خواستم خودمو گول بزنم ؛

همه ی خاطراتم رو انداختم یه

گوشه ای و گفتم : فراموش ؛

یه چیزی ته قلبم خندید و گفت : یادمه
دیدگاه ها (۱)

روی زخم های دل یه مرد هیـــــشکی نمیتونه مرهم بذاره، وقتی ...

ازشیـــــشه باشولی به همه بگوازسنـــــگممردم این زمانه همه ب...

فاصله ...با ارزوها چه کرد؟؟؟؟کاش میشد ...!در عاشقی هم توبه ک...

سختــــــه... وقتی دلـــــت گرفته !بیخودی به گوشــــی زل بزن...

خواستم کاکاشی رو با ناروتو ترکیب کنم اقای عزیز یه چشمشو بسته...

کم مونده بود به ترکی بگم دلم برا بودنت تنگ شده که گفتم اره د...

تو کنسرت روز اول آرلینگتون جیمین یه ارمی کوچولو رو دید که به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط