رئیس شورای دانش آموزی
رئیس شورای دانش آموزی
Part:4
ا.ت:واقعا رو مخی
جین:همچنین
ا.ت:عوضی
جین:بپا نپزی
ا.ت:یااا منظورت چیه
جین:هیچی از عصبانیت سرخ شدی داری آتیش میگیری میگم یهو نپزی فکر نکنم غذای خوش مزه ای ازت در بیاد
ا.ت:یاا مگه من چمه
جین:چت نیست
با عصبانیت قهومو کوبیدم رو میز که افتاد و ریخت رو لباس جین لعنتی لباسشم سفیده کارم تمومه الان چه گوهی بخورم
ا.ت:ب ببخشید عمدی نبود
جین :معلومه عمدی بود یا نه حرصتو سر لباسم خالی میکنی ؟
ا.ت:یاا دارم میگم عمدی نبود واقعا ببخشید
جین:دختره دیوونه دست و پا چلفتی
ا.ت:یااا جیننن
از کیفش یه تیشرت در اورد و رفت بیرون با خودش لباس اضافی میاره مدرسه عجب بعد چند مین اومد
جین:بهتره شروع کنیم قبل اینکه باز خراب کاری کنی
ا.ت:باشه بازم ببخشید
(ویو یک ماه بعد)
امروز باید پروژه تحویل میدادیم راستش یه حسایی یه جین پیدا کردم ولی نمی دونم چیه وللش آماده شدم و رفتم مدرسه
ا.ت:سلام
کل کلاس:سلام
رفتم نشستم سر جام داشتم با یونا حرف میزدم که یهو یه دختره اومد داخل کلاس و جینو صدا کرد
که جین با دیدنش لبخند زد اولین باره واسه کسی لبخند میزنه چرا باید بهش لبخند بزنه اون کیه چیکارشه چرا صداش زد
نکنه دوست دخترشه اصلا به من چه جین بلند شد رفت
ا.ت:یونا اون دختره کیه
یونا:دختر دایی جینه جین فقط با اون خوبه بعضیا میگن که باهم قرار میزارن به هم میان نه
ا.ت:نه اصلا
یونا:جان؟نکنه داری حسودی میکنی
ا.ت:نه چه حسودی
یعنی واقعا دوستش داره نمی دونم چرا ناراحت شدم بعد چند مین با لب خندون اومد و نشست که معلمم اومد تا حالا اینهمه خوشحال ندیده بودمش پس دوسش داره خب بهتره دیگه سمتش نرم پروژه رو تحویل دادیم که
ا.ت:ببخشید استاد
معلم :بله
ا.ت:میشه من جامو عوض کنم
معلم:برای چی
ا.ت:راستش تازگیا یکم دیدم ضعیف شده نمیتونم از دور درست ببینم
معلم:خیل خوب بیا جلو
یکی از بچه هارو فرستاد جای من جاش نشستم که درس و شروع کردن
ادامه دارد......
لایک و کامنت فراموش نشه عشقام🩷🙃
Part:4
ا.ت:واقعا رو مخی
جین:همچنین
ا.ت:عوضی
جین:بپا نپزی
ا.ت:یااا منظورت چیه
جین:هیچی از عصبانیت سرخ شدی داری آتیش میگیری میگم یهو نپزی فکر نکنم غذای خوش مزه ای ازت در بیاد
ا.ت:یاا مگه من چمه
جین:چت نیست
با عصبانیت قهومو کوبیدم رو میز که افتاد و ریخت رو لباس جین لعنتی لباسشم سفیده کارم تمومه الان چه گوهی بخورم
ا.ت:ب ببخشید عمدی نبود
جین :معلومه عمدی بود یا نه حرصتو سر لباسم خالی میکنی ؟
ا.ت:یاا دارم میگم عمدی نبود واقعا ببخشید
جین:دختره دیوونه دست و پا چلفتی
ا.ت:یااا جیننن
از کیفش یه تیشرت در اورد و رفت بیرون با خودش لباس اضافی میاره مدرسه عجب بعد چند مین اومد
جین:بهتره شروع کنیم قبل اینکه باز خراب کاری کنی
ا.ت:باشه بازم ببخشید
(ویو یک ماه بعد)
امروز باید پروژه تحویل میدادیم راستش یه حسایی یه جین پیدا کردم ولی نمی دونم چیه وللش آماده شدم و رفتم مدرسه
ا.ت:سلام
کل کلاس:سلام
رفتم نشستم سر جام داشتم با یونا حرف میزدم که یهو یه دختره اومد داخل کلاس و جینو صدا کرد
که جین با دیدنش لبخند زد اولین باره واسه کسی لبخند میزنه چرا باید بهش لبخند بزنه اون کیه چیکارشه چرا صداش زد
نکنه دوست دخترشه اصلا به من چه جین بلند شد رفت
ا.ت:یونا اون دختره کیه
یونا:دختر دایی جینه جین فقط با اون خوبه بعضیا میگن که باهم قرار میزارن به هم میان نه
ا.ت:نه اصلا
یونا:جان؟نکنه داری حسودی میکنی
ا.ت:نه چه حسودی
یعنی واقعا دوستش داره نمی دونم چرا ناراحت شدم بعد چند مین با لب خندون اومد و نشست که معلمم اومد تا حالا اینهمه خوشحال ندیده بودمش پس دوسش داره خب بهتره دیگه سمتش نرم پروژه رو تحویل دادیم که
ا.ت:ببخشید استاد
معلم :بله
ا.ت:میشه من جامو عوض کنم
معلم:برای چی
ا.ت:راستش تازگیا یکم دیدم ضعیف شده نمیتونم از دور درست ببینم
معلم:خیل خوب بیا جلو
یکی از بچه هارو فرستاد جای من جاش نشستم که درس و شروع کردن
ادامه دارد......
لایک و کامنت فراموش نشه عشقام🩷🙃
- ۲۸۸
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط