خب اینی که میبینید اوسی فنف بنده هستش
خب اینی که میبینید اوسی فنف بنده هستش
اسم:نیکول(عکس اول)
مخفف:نیک
فامیلی:افتن
سن:۱۳
جنسیت:دختر
علایق:خانوادش ، دوستاش ، انیماترونیک ها ، چیزای عجیب و غریب ، ماسک گلدن بانیش ، دعوا با مایکل ، نجات دادن دیگران ، آدمای خوب ، همه ی حیوونا ، همه ی رنگا ، رستوران باباش ، گلدن بانی و گلدن فردی
تنفرات:هنری امیلی ، آدمای عوضی ، خراب شدن وسایل ، متهم کردن ، آسیب زدن به کسایی که براش مهمن ، چیزایی که هنری میسازه(کلا از هنری بدش میاد)
بستگان: ویلیام افتن(پدر) ، خانم افتن(مادر) ، مایکل افتن (برادر دوقلو) ، ایوان افتن(برادر کوچک تر) ، الیزابت افتن(خواهر کوچک تر) ، چارلوت امیلی(دوست) ، هنری امیلی(دوست پدر) ، مایا (دوست صمیمی) ، مایک و میک(دوستان صمیمی) ، دیگو (دوست صمیمی) ، چیکا(دوست صمیمی) ، راکسان(دوست صمیمی) ، مکائیل (اینم دوست صمیمیشه)
پ.ن:باید بگم که دوتا طرز نوشتن چیکا داریم یکیش اینجوریه:Chica (که برای نوشتن اسم چیکای انیماترونیک استفاده میشه)
و اون یکیش اینجوریه:Chika (که اسم دوست صمیمی نیکه)
داستان زندگی:خب باید بگم که قبل از مرگ ایشون خانواده ی افتن خوشحال و شاد و خندان بودن و ویلیام تا قبل از مرگ این خانم آدم نکشته بود با دوستاشم خوب بود ولی تنها کسی که زیاد از نیک و هوش نیک خوشش نمیومد هنری امیلی بود آره چون میخواسته خود بهترین باشه(ریدم_) و همه نگاهها سمت اون باشه و یه روز طوفانی که کل خانواده افتن و خانواده امیلی توی فردبر داینر بودن و داشتن اونجا رو میبستن هنری یکم عجیب رفتار میکرده که نیک هم شک کرد ولی چیزی نگفت (هنری میدونسته میمیک فرار کرد) شب هنری میره خونه ی خودش و ویلیام هم میره خونه ی خودش ویلیام و مایکل و نیک داشتن شام میخورندن(الیزابت و ایوان خواب بودن) که گوشی خونه ی این عزیزان زنگ میخوره و ویلیام میره جواب میده بعد یکمی هم حرف میزنه که معلوم میشه کیه دیگه هنریه😐 و بعد ویلیام میاد به نیک و مایکل میگه که برق خونه ی هنری قطع شده و میره که درستش کنه(ویلیام برق کار😂) نیک هم ایندفعه شکش بیشتر میشه چون چارلوت قبلاً به نیک گفته بوده که خونشون برق اضطراری داره و برقشون خیلی قطع نمیشه و وقتی ویلیام میره پنج دقیقه بعدش نیک بدو بدو میره ولی متاسفانه خسته میشه و البته خیس هم میشه چون طوفانه و چون نزدیک فردبر داینره میره تو فردبر داینر و از اونجایی که میمیک تو فردبر داینر مخفی شده بوده تا ویلیامو بکشه نیک رو میبینه فک میکنه ویلیام (بخاطر شباهت زیاد نیک به ویلیام و البته برقا هم خاموش بوده مطمئناً میمیک نیک و با ویلیام اشتباه میگیره) و میره به نیک چاقو میزنه و درمیره و از اون طرف هنری که خوشحاله که نیک مرده(مردککک عوضیییی💢💢) و نیک که فهمیده به هنری به ربطایی داره این داستان قبل از اینکه بمیره همه چیز رو روی یه برگه مینویسه و میزاره توی جیبش تا ویلیام پیداش کنه و بعد از اون صبحش جسد نیک و پیدا میکنن و ویلیام بعدتر(توی پزشکی قانونی) برگه ای که نیک تو جیبش گذاشته بود رو پیدا میکنه و وقتی قضیه رو میفهمه میخواد از هنری انتقام بگیره و بعدا چارلوت امیلی رو میکشه ولیییی خدا چوب میکنه هم آستینش و بچه های خود ویلیام هم (منظور ایوان و الیزابت میباشد) توسط ساخته های خود ویلیام کشته میشن و آره دیگه ویلیام بچه های بیشتری میکشه (حتی دوستای بچه هاشو) و در نهایت همون داستان فنف روندش عادی جلو میره تا فنف سیکیوریتی بریچ که بغیر از انیماترونیکای خودش چندتا انیماترونیکا دیگه هم هست که یکیشون اسمش استار دراپه (عکس دوم) که نیک بعد از سالها سرگردون بودن توی شهر و رستوران فزبر تسخیرش میکنه و بعد میره و انیماتورنیکایی مثل پاپت و انیماتورنیکای توی و انیماتورنیکای عادی و انیماتورنیکای فانتایم و همه رو نسخه ی گلمراک درست میکنه و یه انیماتورنیک دیگه هم هست به اسم کندی ، حالا این کندی رو داشته باشید تا بگمممم نیک ارواح بچه های گمشده رو توی اون انیماتورنیکا گذاشته(پ.ن:کسی که باعث شده بچه های گمشده و دوستاش انیماترونیکا رو تسخیر کنن نیک بوده) و روح دوستاش رو تو انیماتورنیکای گلمراک گذاشته گلمراک بانی:مکائیل
مانتی:دیگو
راکسی:راکسان
گلمراک چیکا:چیکا
سان دراپ:میک
مون دراپ:مایک
کندی:مایا
و شاید بگید مایکل رو هم بخاطر مرگ ایوان ول کرده دیگه ولی سخت در اشتباهید چون نیک جان ما داداششو سفت چسبیده و روح مایکل رو توی گلمراک فردی گذاشته ولی مایکل نیک رو با حالت استار دراپ نمیشناخت پس نمیدونست دیگه
پ.ن:خانم افتن اینجا مرده
خب اینم از اوسی فنف بنده امیدوارم خوشتون اومدههه باشه و بای بای^^(میدونم نقاشیام ریده هستششش ببخشید😔)
اسم:نیکول(عکس اول)
مخفف:نیک
فامیلی:افتن
سن:۱۳
جنسیت:دختر
علایق:خانوادش ، دوستاش ، انیماترونیک ها ، چیزای عجیب و غریب ، ماسک گلدن بانیش ، دعوا با مایکل ، نجات دادن دیگران ، آدمای خوب ، همه ی حیوونا ، همه ی رنگا ، رستوران باباش ، گلدن بانی و گلدن فردی
تنفرات:هنری امیلی ، آدمای عوضی ، خراب شدن وسایل ، متهم کردن ، آسیب زدن به کسایی که براش مهمن ، چیزایی که هنری میسازه(کلا از هنری بدش میاد)
بستگان: ویلیام افتن(پدر) ، خانم افتن(مادر) ، مایکل افتن (برادر دوقلو) ، ایوان افتن(برادر کوچک تر) ، الیزابت افتن(خواهر کوچک تر) ، چارلوت امیلی(دوست) ، هنری امیلی(دوست پدر) ، مایا (دوست صمیمی) ، مایک و میک(دوستان صمیمی) ، دیگو (دوست صمیمی) ، چیکا(دوست صمیمی) ، راکسان(دوست صمیمی) ، مکائیل (اینم دوست صمیمیشه)
پ.ن:باید بگم که دوتا طرز نوشتن چیکا داریم یکیش اینجوریه:Chica (که برای نوشتن اسم چیکای انیماترونیک استفاده میشه)
و اون یکیش اینجوریه:Chika (که اسم دوست صمیمی نیکه)
داستان زندگی:خب باید بگم که قبل از مرگ ایشون خانواده ی افتن خوشحال و شاد و خندان بودن و ویلیام تا قبل از مرگ این خانم آدم نکشته بود با دوستاشم خوب بود ولی تنها کسی که زیاد از نیک و هوش نیک خوشش نمیومد هنری امیلی بود آره چون میخواسته خود بهترین باشه(ریدم_) و همه نگاهها سمت اون باشه و یه روز طوفانی که کل خانواده افتن و خانواده امیلی توی فردبر داینر بودن و داشتن اونجا رو میبستن هنری یکم عجیب رفتار میکرده که نیک هم شک کرد ولی چیزی نگفت (هنری میدونسته میمیک فرار کرد) شب هنری میره خونه ی خودش و ویلیام هم میره خونه ی خودش ویلیام و مایکل و نیک داشتن شام میخورندن(الیزابت و ایوان خواب بودن) که گوشی خونه ی این عزیزان زنگ میخوره و ویلیام میره جواب میده بعد یکمی هم حرف میزنه که معلوم میشه کیه دیگه هنریه😐 و بعد ویلیام میاد به نیک و مایکل میگه که برق خونه ی هنری قطع شده و میره که درستش کنه(ویلیام برق کار😂) نیک هم ایندفعه شکش بیشتر میشه چون چارلوت قبلاً به نیک گفته بوده که خونشون برق اضطراری داره و برقشون خیلی قطع نمیشه و وقتی ویلیام میره پنج دقیقه بعدش نیک بدو بدو میره ولی متاسفانه خسته میشه و البته خیس هم میشه چون طوفانه و چون نزدیک فردبر داینره میره تو فردبر داینر و از اونجایی که میمیک تو فردبر داینر مخفی شده بوده تا ویلیامو بکشه نیک رو میبینه فک میکنه ویلیام (بخاطر شباهت زیاد نیک به ویلیام و البته برقا هم خاموش بوده مطمئناً میمیک نیک و با ویلیام اشتباه میگیره) و میره به نیک چاقو میزنه و درمیره و از اون طرف هنری که خوشحاله که نیک مرده(مردککک عوضیییی💢💢) و نیک که فهمیده به هنری به ربطایی داره این داستان قبل از اینکه بمیره همه چیز رو روی یه برگه مینویسه و میزاره توی جیبش تا ویلیام پیداش کنه و بعد از اون صبحش جسد نیک و پیدا میکنن و ویلیام بعدتر(توی پزشکی قانونی) برگه ای که نیک تو جیبش گذاشته بود رو پیدا میکنه و وقتی قضیه رو میفهمه میخواد از هنری انتقام بگیره و بعدا چارلوت امیلی رو میکشه ولیییی خدا چوب میکنه هم آستینش و بچه های خود ویلیام هم (منظور ایوان و الیزابت میباشد) توسط ساخته های خود ویلیام کشته میشن و آره دیگه ویلیام بچه های بیشتری میکشه (حتی دوستای بچه هاشو) و در نهایت همون داستان فنف روندش عادی جلو میره تا فنف سیکیوریتی بریچ که بغیر از انیماترونیکای خودش چندتا انیماترونیکا دیگه هم هست که یکیشون اسمش استار دراپه (عکس دوم) که نیک بعد از سالها سرگردون بودن توی شهر و رستوران فزبر تسخیرش میکنه و بعد میره و انیماتورنیکایی مثل پاپت و انیماتورنیکای توی و انیماتورنیکای عادی و انیماتورنیکای فانتایم و همه رو نسخه ی گلمراک درست میکنه و یه انیماتورنیک دیگه هم هست به اسم کندی ، حالا این کندی رو داشته باشید تا بگمممم نیک ارواح بچه های گمشده رو توی اون انیماتورنیکا گذاشته(پ.ن:کسی که باعث شده بچه های گمشده و دوستاش انیماترونیکا رو تسخیر کنن نیک بوده) و روح دوستاش رو تو انیماتورنیکای گلمراک گذاشته گلمراک بانی:مکائیل
مانتی:دیگو
راکسی:راکسان
گلمراک چیکا:چیکا
سان دراپ:میک
مون دراپ:مایک
کندی:مایا
و شاید بگید مایکل رو هم بخاطر مرگ ایوان ول کرده دیگه ولی سخت در اشتباهید چون نیک جان ما داداششو سفت چسبیده و روح مایکل رو توی گلمراک فردی گذاشته ولی مایکل نیک رو با حالت استار دراپ نمیشناخت پس نمیدونست دیگه
پ.ن:خانم افتن اینجا مرده
خب اینم از اوسی فنف بنده امیدوارم خوشتون اومدههه باشه و بای بای^^(میدونم نقاشیام ریده هستششش ببخشید😔)
- ۷۸۷
- ۱۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط