{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فصل دوم

فصل دوم
قسمت دوم
جنی :هیونجین !!!
هیونجین :تعجب کردی مطمئن بودم با کسی تو رابطه‌ ایی
جنی :من وتهیونگ هیچ نسبتی نداریم ما فقط همکاریم
هیونجین :من نباید از نامزدم خبر داشته باشم ؟؟!
بعد این آقا که بقول خودت همکارته باید پیشت باشه ؟؟؟
جنی :ایشون خودش خبر دار شده
هیونجین :دکتر گفت مرخصی فردا هم اولین جلسه شیمی درمانیه
جنی :اوهوم باشه برو لباسامو بیار
تهیونگ :جنی تو نامزد داشتی ؟
جنی :نامزدم نیست برات فردا میگم جریانو
تهیونگ :الان بگو لطفاااا
جنی :بهت زنگ میزنم الان باید برم خونه
تهیونگ : منتظرم
جنی :فعلا
تهیونگ :فعلا
ویو تهیونگ :
دیگه باید با هواپیما به کره جنوبی برم
امشب پیش خواهرم و رزی میمونم فردا میرم
داشتم راه میرفتم که صدای جیغ جنی رو شنیدم
با خودم گفتم مگه اون نرفته بود
رفتم دیدم چنتا مرد هیکلی ریختن سر جنی و دارن کیفشو میکشن
منم دیگه منتظر نموندم و رفتم و با اونا دعوا گرفتم زورم بهشون نمی‌رسید
جنی کیفشو بغل کرده بود و داشت نگاه مون میکرد یکی از اونا با لگد به شکمم زد
و پرت شدم روی زمین اونا هم سریع فرار کردن
جنی کنارم نشست و سرمو رو پاش گذاشت آروم با دستمال خون کنار لب مو پاک می‌کرد
تهیونگ:خوبی ؟
جنی :آره مرسی که نذاشتی کیفمو ببرن تو به خاطر من کتک خوردی من واقعا چجوری جبران
کنم
تهیونگ :(خنده مستطیلی ) آهان راستی چرا با نامزدت نرفتی ؟
جنی :راستش اون نامزدم نیس من ی روز رفتم موسسه خیریه معلولین
اونا جا کم داشتن و یکیشونو دادن به من هیونجین ی معلول بیچاره س که
من بهش کمک کردم (لبخند و نوازش صورت تهیونگ ) آهان راستی من اینجا خونه دارم
امشب پیش من بمون فردا باهم بلیت میگیریم میریم خوبه ؟؟
تهیونگ:آره خوبه (لبخند )
جنی :بریم ؟؟
تهیونگ :بریم
انقد خوشحال بودم. که دردام براش شیرین شده بود بالاخره جنی منم دید
ویو جنی :
پسر بدی نیست باهاش حال می‌کنم
یجورایی ازش خوشم اومده
یعنی عاشقش شدم
جنی : رسیدیم بیا داخل
ویو تهیونگ :
جنی داشت آشپز خونه آشپزی میکرد البته برای مگ غذا درست میکرد چون خودش نیاید ۱۲ ساعت قبل شیمی درمانی غذا می‌خورد
تهیونگ:جنی من خودم برای خودم ی چی درست میکنم
جنی :نه مشکلی نیست خودم درست میکنم تعریف از خود نباشه دوکی بوکی هام عالیه حیحح 🎀
من از پشت محکم بغلش کردم
انگاری بدش نیومده بود
از بغلم اومد بیرون و مقابلش وایسادم
صورتم رو بهش نزدیک کردم .......
پایان 🎀🧸
بچه ها من قصد توهین به هیونجین استری کیدز ندارم استی ها به دل نگیرین 🧸🪅
دیدگاه ها (۱)

فصل دوم پارت اول جیسو:من میرم بیرون شما دوتا هم صحبت کنین آه...

Jennie Kim

مهم

نام رمان : قلب در تاریکی .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط