دریا...
#دریا...
دریا امروز سخنی دارم با تو
من زاده سینه ترک خورده کویرم
مادرم خاک خشک و پدرم آفتاب سوزان
من از جنس عشقم و از نسل آفتاب
دریا همیشه انتظار می کشیدم
تا نیلگونت را در آیینه چشمانم ببینم
تاب دوری در رگهایم
استخوانهایم را بی تاب می کند
من از ساحل تو انتظار را آموخته ام
انتظار موج، جزر، مد
من در تلاطم تو گرفتارم
دریا شنیده ام مهربانی
شنیده ام در مهربانیت، نامهربانی
دریا شنیده ام خشمت غرور می شکند
وقت تلاطم هر دلی را بر می کند
دریا می بوسمت
پیشانیت را و قداست تو را
من عاشقم
عاشق غورهای شبگردت
عاشق آسمان بیرنگت
حتی عاشق خزه های سبز رنگت
من گرفتار سنگینی موجهایت هستم
که مرا به کام خود می کشد
و تا عمق تاریکی تو فرو می برد
دریا غروب
دریا غروبت را عاشقم
دریا من بی تو ساکنم
دریا می خواهم قوی تو باشم
روزی بر فرازت پر کشیدم
غروبی در آغوش تو باشم
مرا در بر بگیر
در بر خویش
مرا محو کن در دل آن صدف پیر... #استان هرمزگان بندرمقام
دریا امروز سخنی دارم با تو
من زاده سینه ترک خورده کویرم
مادرم خاک خشک و پدرم آفتاب سوزان
من از جنس عشقم و از نسل آفتاب
دریا همیشه انتظار می کشیدم
تا نیلگونت را در آیینه چشمانم ببینم
تاب دوری در رگهایم
استخوانهایم را بی تاب می کند
من از ساحل تو انتظار را آموخته ام
انتظار موج، جزر، مد
من در تلاطم تو گرفتارم
دریا شنیده ام مهربانی
شنیده ام در مهربانیت، نامهربانی
دریا شنیده ام خشمت غرور می شکند
وقت تلاطم هر دلی را بر می کند
دریا می بوسمت
پیشانیت را و قداست تو را
من عاشقم
عاشق غورهای شبگردت
عاشق آسمان بیرنگت
حتی عاشق خزه های سبز رنگت
من گرفتار سنگینی موجهایت هستم
که مرا به کام خود می کشد
و تا عمق تاریکی تو فرو می برد
دریا غروب
دریا غروبت را عاشقم
دریا من بی تو ساکنم
دریا می خواهم قوی تو باشم
روزی بر فرازت پر کشیدم
غروبی در آغوش تو باشم
مرا در بر بگیر
در بر خویش
مرا محو کن در دل آن صدف پیر... #استان هرمزگان بندرمقام
۱۰۷.۹k
۱۹ فروردین ۱۳۹۹