{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که در تنگ برای تو تماشا دارم

من که در تنگ برای تو تماشا دارم
با چه رویی بنویسم غم دریا دارم؟

دل پر از شوق رهایی ست، ولی ممکن نیست
به زبان آورم آن را که تمنا دارم

چیستم؟! خاطره ی زخم فراموش شده
لب اگر باز کنم با تو سخن ها دارم

با دِلَت حسرت هم صحبتی ام هست، ولی
سنگ را با چه زبانی به سخن وادارم؟

چیزی از عمر نمانده است، ولی می خواهم
خانه ای را که فرو ریخته بر پا دارم
دیدگاه ها (۱)

در عشق توام نصیحت و پند چه سودزهرآب چشیده ام مرا قند چه سودگ...

تو مرا به خود می خوانینامت را نمی دانم !تو به من اشاره می کن...

در کوی عشق شوکت شاهی نمی‌خرنداقرار بندگی کن و اظهار چاکرییک ...

زمانی که من بچه بودم، مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای صبحانه را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط