{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا چشم دل به طلعت آن ماه منظر است

تا چشم دل به طلعت آن ماه منظر است
طالع مگو که چشمه خورشید خاورست

کافر نه ایم و بر سرمان شور عاشقی است
آنرا که شور عشق به سر نیست کافر است

بر سردر عمارت مشروطه یادگار
نقش به خون نشسته عدل مظفر است

ما آرزوی عشرت فانی نمی کنیم
ما را سریر دولت باقی مسخر است

راه خداپرستی ازین دلشکستگی است
اقلیم خود پرستی از آن راه دیگر است

یک شعر عاقلی و دگر شعر عاشقی است
سعدی یکی سخنور و حافظ قلندر است

بگذار شهریار به گردون زند سریر
کز خاک پای خواجه شیرازش افسراست
دیدگاه ها (۶)

#پاییزابرها کم کم می آیندکوچه ها یک بند می خندنخیابانها پر ا...

💔 پارادوکس یعنی؛💖 تمامِ روز به دوست داشتنت مشغول باشمو آخرِ ...

ﭘﺸﺖ ﺯﯾﺒﺎﺗـــﺮﯾﻦ ﻟﺒﺨﻨــﺪ،ﺑﯿﺸﺘــﺮین ﺭﺍﺯﻫــﺎ ﻧﻬﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ...!ﺯﯾﺒﺎﺗ...

بنویسید؛که اشعارمن از سوز دل است...بنویسید؛که دنیای من از خش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط