{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستاتو اَزم نگیر و شونه هاتو تکیه گاه کن

دستاتو اَزم نگیر و شونه هاتو تکیه گاه کن
واسه یک بار این جهانو از نگاهِ من نگاه کن
اگه سر به زیر و خستم،سربلندم تو رو دارم
با تو لبریزِ امیده حال و روزِ روزگارم
اگه آسمون قفس بود،اگه غم برای من بود
یه نفر همیشه دستاش روی شونه های من بود
منو تو غبارِ رفتن تک و تنها نمی ذاری
از نگاهت می شه فهمید تو به من علاقه داری
شعله پوشِ عشق باشیم،دل به زندگی ببازیم
پا به پای هم بسوزیم،پا به پای هم بسازیم
به یه جای دور می ریم،زیرِ سقفِ آسمونیم
ما قسم به عشق خوردیم،سرِ حرفمون بمونیم
----------------------------
دیدگاه ها (۳)

سنی ندارد عاشقی کردن ...فرقی ندارد کودکی ، پیری ...هروقت زان...

عشق آن اگر باشد که می گوینددل های صاف و ساده می خواهدعشق آن ...

وای از این مردِ زردِ پاییزی ...وای از این فصل خشکِ پا خوردن ...

آدم رو به مرگ را دیدی ؟باغ بعد از تگرگ را دیدی ؟آدم رو به مر...

ادامه پارت ۳۴

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط