گذشته رو میتونی توی حرکتهای اروم عقربههای ساعت ببینی، گ
گذشته رو میتونی توی حرکتهای اروم عقربههای ساعت ببینی، گذشته مثل این میمونه که سوار کشتی شدی و داری از ساحل دور میشی یک نفر تو اسکله ایستاده و برات دست تکون میده، تو همچنان داری از ساحل دور میشی و به جایی میرسی که دیگه نه ساحل رو میبینی نه اون ادمی که برات دست تکون میده، گذشته ادما هم همینه، نمیبینیش ولی هست، اون ساحل و اون ادم لعنتی همیشه هست ولی تو باید ازش بگذری گذشته انقدر خطرناکه که بوکوفسکی تو یکی از نوشتههای خودش میگه هیچوقت به ۳مکان نرید اولی کلیسا(مسجد) دومی کاباره(فاحشه خونه)سومی موزه(گذشته).
خطرناکترین کار ممکن اینه که اجازه بدی کسی از گذشته برگرده مخصوصا کسی که قبلا عاشقش بودی، هر روز صبح که از خواب بیدار میشی میبینی مثل گذشته بهت میگه صبح بخیر عزیزم توام میگی صبح بخیر ولی نه مثل قبل اینبار بدون عزیزم، بهت میگه نگرانتم توام میگی منم ولی نه مثل قبل اینبار بدون چشم انتظاری، بهت میگه دوستت دارم توام میگی منم ولی نه مثل قبل اینبار بدون دوستت دارم، در کل برای جمع بندی بخوام حرفی بزنم میگم: برگشتن به گذشتهای که توش خاطرات خوب و بد داری ولی هنوزم بهش حس خوب داری مثل اینه که یه غذای خوشمزهای رو بخوری بالا بیاری بعد بذاری تو بشقاب و بخوای اونو بخوری...
خطرناکترین کار ممکن اینه که اجازه بدی کسی از گذشته برگرده مخصوصا کسی که قبلا عاشقش بودی، هر روز صبح که از خواب بیدار میشی میبینی مثل گذشته بهت میگه صبح بخیر عزیزم توام میگی صبح بخیر ولی نه مثل قبل اینبار بدون عزیزم، بهت میگه نگرانتم توام میگی منم ولی نه مثل قبل اینبار بدون چشم انتظاری، بهت میگه دوستت دارم توام میگی منم ولی نه مثل قبل اینبار بدون دوستت دارم، در کل برای جمع بندی بخوام حرفی بزنم میگم: برگشتن به گذشتهای که توش خاطرات خوب و بد داری ولی هنوزم بهش حس خوب داری مثل اینه که یه غذای خوشمزهای رو بخوری بالا بیاری بعد بذاری تو بشقاب و بخوای اونو بخوری...
- ۷.۷k
- ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط