(پارت پنجم)

(پارت پنجم)

رسیدی خونه و شب بود
گرفتی زود خوابیدی
فردا صبح:

ویو ا/ت
از خواب بیدار شدم هنوزم خوابم میومد ولی خب چی بگم امروز باید وسایلم رو جم کنم برم خونه ی بی تی اس از وای من واقعا استرس دارم


رفتی از اتاق بیرون و مستقیم به استادت برخوردی

استاد: عه سلام ا/ت جان دیروز چطور بود؟
راستی میدونی دیگه باید امروز وسایلت رو جم کنی و بری خونه ی بی تی اسسسس

ا/ت : سلام صبحتون بخیر آره میدونممممم راستش خجالت میکشممم😮‍💨( با کمی خستگی و غر زدن )

نزدیک شب بود
تو وسایلت رو جم کرده بودی و منتظر بودی بهت خبر بدن که بری همه ی اعضای گروه منتظرت بودن که بدرقت کنن
چند دقیقه گذشت و گوشیت زنگ خورد

استاد: خب ا/ت حاضری؟
ا/ت: بله بله بیام پایین؟
استاد: آره دیگههههه

رفتی پایین
خدافظی کردی و سوال ماشین شدی

ویو ا/ت
آههه بلخره از اون سلیطه ها راحت شدم ولی خب شاید دلم برای دعوا های هر روز با اونا تنگ بشه نمیدونن استرس و هیجان رو باهم دارم فقط امیدوارم که گند نزنم با اونارو پشیمون از اوردنم توی گروه نکنم😮‍💨😶

رسیدی
در رو زدی و دیدی کل اعضا با اشتیاق منتظرت بودن
جونگکوک چمدونت رو از دستت گرفت و گذاشت توی اتاقت

تهیونگ: خب ا/ت ما منتظرت بودیم حالا که اومدی عالیه امیدوارم که با هم خاطره های خوبی رو رقم بزنیم گشنته؟

ا/ت : مرسی تهیونگ نه گشنم نیست
جین: مگه نگفتم باهامون راحت باش؟
ا/ت : تازه غذا خوردم راست میگم گشنم نیست



ادامه داره
لایک کننن 🙃
دیدگاه ها (۰)

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

پارت چهارم | «فقط یه استاد»جمعه، بعد از آخرین کلاس، حیاط دان...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

تکپارتی از جین...«دوستان بعضی اوقات ممکنه وسط فیک طولانی تک ...

💜 تک‌پارتی: به بی‌تی‌اس توهین نکن!ژانر: مافیا، کمدی، اکشن | ...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

بریم گرلام ؟؟فایتینگ 🌺رمان:«عموی ناتنی من»Part:4ویو «تهیونگ»...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط