{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راز های گربه طلایی پارت

☆راز های گربه طلایی پارت ۷☆

+رسیدند خونه باجی دست لیویا رو محکم گرفت و بردش اتاق و هلش داد رو تخت و باجی پیرهنش رو در آورد، لیویا هنوز تو شوک بود، باجی روی لیویا خیمه زد و بوسیدش و لباشو گاز میگرفت بعد رفت سمت ترقوه هاتش گاز گرفت روش مارک گذاشت لیویا یهو گریه کرد باجی ولش کرد و اشک های لیویا رو پاک کرد +

باجی: حقت بود کوچولوم

لیویا: درد هق هق داره هق

+باجی کنارش دراز کشید لیویا خوابش برد و باجی هم بعد از نگاه کردن به لیویا خوابش برد +
دیدگاه ها (۴)

☆راز های گربه طلایی پارت 8(اخر) ☆ از این به بعد این دوتا عاش...

☆عشق یا هوس پارت آخر ☆سانزو و رایا باهم نامزد کردند و بعد از...

☆راز های گربه طلایی پارت ۶☆☆پرش به زمان مهمونی ☆مانا و لیویا...

لباس هایی که مانا و لیویا خریدند اس اوا مال لیویاست اس ۲ مال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط